قصر - است به معنى روده ، و آن چيزى است كه طعام بعد از معده منتقل به آن مىشود . و ظاهر اينست كه مراد به امعاء در اينجا چيزى است كه شامل معده و ساير احشاء ديگر نيز بوده باشد .
« ما انا و ما خطرى »
خطر - به خاء نقطه دار مفتوحه و طاء بىنقطهء مفتوحه - به معنى قدر و منزلت است . و استفهام در كلام از براى تحقير است ، يعنى : چه چيزم من و چه چيز است قدر و منزلت من ؟
« ارحمنى مصروعا »
، مصروع - به صاد و را و عين بىنقطه - يعنى بر زمين افتاده .
« الهى طموح الآمال قد خابت الّا لديك »
طموح - به طاء بىنقطهء مضمومه و در آخر آن حاء بىنقطه - جمع طامح است مثل قعود كه جمع قاعد است ، مأخوذ از طمح كه به معنى ارتفع است ، و مراد آنكه : بدرستى كه آمال طامحهء مرتفعهء عظيمه در معرض خسران و خسارت در آمده است مگر آمال عظيمهء مرتفعهء ما نزد تو ، مثل عفو از گناهان ما كه به آن مستوجب عقاب اليم شدهايم ، و درآوردن ما در بهشت عنبر سرشت از روى تفضّل و كرم به غير آنكه مستحق آن بوده باشيم .
« و معاكف الهمم قد تقطّعت الّا عليك »
معاكف جمع معكف است و آن مصدرى است به معنى عكوف ، يعنى ايستادگى و اقامت . و مراد آنكه : عكوفات همم و اقامت آن بر در خانهء هر كس در طلب احسان از او انقطاع يافته است و خسارت پذيرفته مگر عكوفات ما بر درگاه جود و احسان تو كه مقيم است و معتكف .
« و مذاهب العقول قد سمت الّا اليك »
مراد از مذاهب ، طرق است ، و گاه اطلاق مذاهب بر آراء عقول نيز مىكنند . و سمى به معنى رفعت و علوّ است ، عرب گويد « 1 » : سمى الى الشّىء ارتفع اليه ، يعنى : مرتفع شد به سوى او .
و سمت به معنى ارتفعت است ، و مراد آنكه : بدرستى كه طرق عقول و آراء
هامش
( 1 ) كلمهء « عرب گويد » اضافه است و تعبير درستى نيست .