« فلا تجعلنى للبلاء غرضا »
. غرض - به غين نقطه دار مفتوحه و راء بىنقطهء مفتوحه - به معنى هدف و نشانهء تير است ، پس غرض بلاء به معنى هدف سهام بلا باشد .
« و لا لنقمتك نصبا »
نصب - به نون و صاد بىنقطهء مفتوحتين - نزديك است به معنى غرض كه هدف باشد .
« و لا تتبعنى ببلاء على اثر بلاء »
تتبع بر وزن تكرم ، و اثر - به كسر همزه و فتح آن هر دو آمده است و سكون ثاء به سه نقطه - به معنى بعد است ، عرب مىگويد : خرجت على اثره اى بعده بقليل ، يعنى بيرون آمدم بعد ازو به اندك زمانى .
« لك العتبى »
- به ضمّ عين بىنقطه و سكون تاء به دو نقطهء فوقانيّه - به معنى مؤاخذه است ، و معنى آن آنكه : تو سزاوارى به آنكه مرا مؤاخذه نمائى به سبب زشتى اعمال و ناشايستگى افعال من .
« ام من اهل السّعادة خلقتنى فابشّر رجائى »
ابشّر - به باء به يك نقطه و تشديد شين نقطه دار - مأخوذ از بشارت است ، و كلام استعاره است ، و شايد كه به نون ساكنه و شين نقطه دار مضمومه خوانده شود به معنى ابسط كه عبارت از گسترانيدن است ، يعنى : اميد خود را بگسترانم و پهن سازم از شادى و خوشحالى .
« ام لضرب المقامع خلقت اعضائى »
مقامع جمع مقمعه - به كسر ميم و سكون قاف است - و آن چيزى است مثل عمود كه به آن مىزنند ، چنانچه خداى تعالى در صفت عذاب اهل دوزخ فرموده كه :
وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ
« 1 » ، يعنى :
مهيّا و آماده است به واسطهء عذاب ايشان عمودها و گرزهاى آهنى .
« ام لشرب الحميم خلقت امعائى »
حميم آب بسيار گرمى است كه چون دوزخيان تشنه مىشوند به ايشان مىدهند كه رفع تشنگى از خود به آن نمايند ، يا آبى كه دوزخيان بدن خود را بدان مىشويند . و امعاء جمع معى - به كسر و
هامش
( 1 ) سورهء حج : 22 - آيهء 21 .