هماره به زشتى فرمان دهد مگر كسى را كه پروردگارم رحم كرده باشد ] .
مولاى يا مولاى ان كنت رحمت مثلى فارحمنى ، و ان كنت قبلت مثلى فاقبلنى ، يا قابل السّحرة اقبلنى ، يا من لم ازل اتعرّف منه الحسنى ، يا من يغذّينى بالنّعم صباحا و مساء ، ارحمنى يوم آتيك فردا ، شاخصا اليك بصرى ، مقلّدا عملى ، قد تبرّأ جميع الخلائق منّى ، نعم ابى و امّى و من كان له كدّى و سعيى ، فإن لم ترحمنى فمن يرحم في القبر وحشتى ، و من ينطق لسانى اذا خلوت بعملى و سألتنى عمّا انت اعلم به منّى ؟
فان قلت : نعم ، فاين المهرب من عدلك ، و ان قلت : لم افعل ، قلت : الم اكن الشّاهد عليك ؟
[ مولايم مولايم اگر بناست همانند مرا رحمت كنى پس مرا رحمت كن ، و اگر همچون منى را مىپذيرى پس مرا بپذير ، اى كه آن ساحران ( زمان موسى ع ) را پذيرفتى مرا بپذير ، اى كه پيوسته نيكى از تو مىبينم ، اى كه صبح و شام از نعمتهاى خويش غذايم مىدهى بر من رحم آور در آن روزى كه يكه و تنها در پيشگاهت آيم و چشمم به تو دوخته و كردارم بر گردنم آويخته است در حالى كه تمامى خلق از من بيزارى جستهاند آرى هم پدر و مادرم و هم آنان كه رنج و كوشش را در راهشان به كار بردهام ، پس اگر تو به من رحم نياورى پس چه كس به وحشتم در قبر ترحم مىكند ؟ و چه كس زبانم را گويا سازد آنگاه كه با كردارم تنها مانم و از من بپرسى آنچه را كه خود بدان داناترى ؟ پس اگر پاسخ مثبت دهم كو راه گريز از عدل تو ؟ و اگر گويم : نكردهام ، گويى مگر من گواه بر تو نبودهام ] ؟ !
فعفوك عفوك يا مولاى قبل ان تلبس الابدان سرابيل القطران ، عفوك عفوك يا مولاى قبل ان تغلّ الايدى الى الاعناق ، يا ارحم الرّاحمين و خير الغافرين .
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤٠٣