شمالى ، زمستان جنوبيست و بر عكس كه زمستان جنوبى تابستان شمالى است .
پس زيادتى روز و نقصان آن در وقت واحد واقعست ، امّا در دو بقعه ، و همچنين زيادتى شب و نقصان آن در وقت واحد به اختلاف بقاع ؛ كه اگر چنانچه حضرت امام عليه السّلام تصريح به آن نمىفرمودند كه :
« يولج صاحبه فيه »
تنبيه به اين معنى حاصل نمىشد بلكه ظاهر از كلام امام عليه السّلام همين وقوع زيادتى روز در وقتى و نقصان آن در وقتى ديگر معلوم مىشد ، و همچنين زيادتى شب و نقصان آن ، چنانچه محسوس و معروف خاص و عام است . و گفتهاند در قول امام عليه السّلام كه :
« و يولج صاحبه فيه »
و او حالست به اضمار مبتدا چنانچه ميان نحات مشهور است .
« و نهضات النّصب »
- به نون و ضاد نقطهدار - به معنى نهوض است كه عبارت از برخاستن از جاى خود است . قال في « الصّحاح » : نهض ينهض نهوضا و نهضا اى قام : و مراد اينجا تردّدات بدنيّه است كه موجب نصب كه عبارت از تعب است مىشود . قال في « الصّحاح » : نصب الرّجل - بالكسر - اى تعب .
و « بهظات » - به باء موحّده و ظاء معجمه - نيز روايت كردهاند كه مأخوذ از « بهظه الحمل » باشد يعنى : ثقيل و سنگين كرد بار او را ، و عاجز شده است از آن .
قال في « الصّحاح » : بهظه الحمل يبهظه بهظا اى اثقله و عجز عنه فهو مبهوظ ، و هذا امر باهظ اى شاقّ .
« ليكون لهم جماما »
- به فتح جيم - به معنى راحتست . قال في « الصّحاح » :
الجمام بالفتح الراحة . يقال جمّ الفرس جمّا و جماما اذا ذهب اعياؤه .
« و يبلو اخبارهم »
به معنى اختبار و امتحان است و منه قوله تعالى :
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
« 1 » » يعنى : روزى كه امتحان كرده شود و دانسته گردد سراير .
فلقت لنا من الاصباح »
تفسير « فلق » سبق ذكر يافت .
« و ما بثثت »
- به دو ثاء سه نقطه - مأخوذ است از بثّ - به تشديد - و آن به معنى تفريق و پراكنده شدن « 2 » و پريشان ساختن است .
هامش
( 1 ) سورهء طارق : 86 - آيه 9 .
( 2 ) پراكنده كردن - صحيح است .