مترجم گويد : « ببايد دانست كه معنى دوست داشتن خداى تعالى مر بندگان را چنانچه مصنّف - قدّس سرّه - در شرح حديث سى و پنجم از كتاب « اربعين » ايراد كرده است آنست كه حجاب بيگانگى را از پيش دل او بر دارد ، و تمكين دهد او را كه بر بساط قرب و آشنائى او به راه رود ، زيرا كه امثال اين صفات را كه به خداى تعالى نسبت مىدهند به اعتبار اثر و فايدهايست كه بر آن صفات مترتّب است نه به اعتبار مبادى آن صفات .
و علامت دوستى خداى تعالى مر بنده را آنست كه توفيق دهد او را كه قطع تعلّق از دار غرور نموده به عالم نور كه عبارت از عالم انس به خدا و آشنائى اوست عروج نمايد ، و از آنچه غير اوست بالكلّيّه بريده و منقطع شود ، و چنان گردد كه جميع فكرها و خيالات او يكى شود ، و بعد و دورى از ميان او و خدا برداشته شود .
و بعضى از ارباب عرفان گفتهاند : اذا اردت ان تعرف مقامك فانظر فيما اقامك . يعنى : چون خواهى كه بدانى مقام خود را نزد پروردگار خود ، درنگر در آنچه ترا بر پاى داشته است در آن - و اللَّه الموفّق » .
« و حياطة الاسلام »
- به حاء بىنقطه و ياء به دو نقطهء زيرين و طاء بىنقطه - به معنى حفظ و حراست و نگاهداشتن است از جميع جوانب آن .
« و اوقفهم عمّا حذّرت »
مراد آنست كه استاده گردان و بترسان ما را از آن چيزى كه حذر از آن فرمودهاى و نهى از آن كردهاى ، چه هر كه باز ايستد از چيزى و حذر نمايد از آن هر آينه داخل آن چيز نخواهد شد و مرتكب آن نخواهد گرديد .
« و سائر خلقك »
اگر « سائر » را مجرور بخوانند عطف بر
« ملائكتك »
خواهد بود ، و اگر به نصب بخوانند عطف بر
« سمائك »
. مترجم گويد : « بعضى گويند كه : مراد از ساير خلق ، ما بقى خلق است ، و اين مأخوذ است از سؤر الاناء اى ما بقى منه . و بعضى گويند كه : مراد از ساير خلق ،
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٧٧