چو من جا در حريم حق گرفتم * خجسته مأمنى الحق گرفتم
هماى مرحمت انداخت سايه * رفيقم شد سعادت بخت دايه
پس به آسانى و راحت آن حضرت متولّد شد . بيت :
عذارش بود مانند شفق آل * سجود حق بجا آورد فى الحال
به آواز بلند از گوشهء بام * ندا آمد كه كرديمش « على » نام
بعد از چند روز آن حضرت را برون آوردم و چون به خانه رسيدم ابو طالب شادى بسيار نمود و حضرت محمّد او را طلبيد و روى اطهر خود بر روى او ماليد . بيت :
محمد با رخ مانند گلشن « 1 » * شبستان على را كرد روشن
بعد از آن ، آن سرور با حضرت على سخنانى گفت كه به تفصيل آن شروع نمىرود ، مجملش آن كه ، بيت :
من و او از يكى نوريم در اصل * گهى فصل است ما را و گهى وصل
ذكر وقايع آن حضرت و حالات آن سرور از سى و پنج سالگى تا چهل سالگى و عمارت خانهء كعبه و حجر الاسود را به جايش نهادن
ارباب سير و اصحاب سخنگستر بر آنند كه طرح خانهء كعبه از آدم - عليه السلام - شد و در زمان طوفان نوح - عليه السلام - حرم كعبه خراب شد و ابراهيم او را تعمير كرد ، بعد از مرور ايام و ليالى از عمارت روى به خرابى نهاد . سبب ديگر در خرابى آن خانه آن بود كه مردم مكه مال خود را آنجا دفن مىكردند تا از حوادث روزگار محفوظ ماند .
جماعت مفسدان و طايفهء دزدان بر آن دفاين مطلع شدند ، شبى در آمدند و بعضى از ديوار خانه بكندند و آن مال را ببردند و به سبب باران بسيار ديوارهاى خانه خراب شد ، و در آن وقت از راه دريا كشتىاى به روم مىرفت ، باد مخالف پيدا گرديد و آن كشتى را
هامش
( 1 ) - در الف : محمد با رخى از فضل ذو المن .