تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

محمّد سيّد قوم شود ، پيوسته در جميع ابواب متابعت او كنى و هميشه در مقام رضاجوئى او باشى و نصرت او به زبان و دست و مال فرومگذار و بر تنهايى او ترحّم و شفقت به جاى آر . ابو طالب وصيّت عبد المطلب را در باب سفارش آن حضرت به تمام قبول نمود . پس عبد المطلب خداى را گواه گرفت و گفت : اى ابو طالب ! حالا مرگ بر من آسان شد ! اين بگفت و از سراچهء دنيا به منزل دار البقاء رحلت نمود . و چون عبد المطلب وديعت حيات به قابض ارواح سپرد ، ابو طالب در رعايت آن حضرت به واجبى قيام مىنمود و بىحضور آن سرور طعام نخوردى و پيوسته او را در پهلوى خود خوابانيدى و اگر به جايى رفتى همراه بردى و از جميع فرزندان دوستر داشتى . و در آخر سال هفتم شخصى عيسوى « 1 » به مكه آمد و از مغيبات سخن مىگفت . زنان مكه و دختران « 2 » خانه پيش او رفتندى و از سخنان او تفأّل گرفتندى . قضا را جمعى از زنان گرداگرد گرد او در آمده از او سخنان مىپرسيدند . ناگاه ابو طالب و آن سرور از آنجا گذشتند . حال بر او متغير شد .

برآمد نعرهاى از جان ترسا * كه اى پاكيزه رخساران بطحا
نبيى خواهد اينجا گشت ظاهر * زهر آلايشى چون روح طاهر
خوشا آن زن كهايد در نكاحش * بود در دنيى و عقبى فلاحش
خديجه خاتون آنجا حاضر بود . چون اين سخن بشنيد گفت : الهى مرا به اين سعادت سرافراز ساز . تير دعاى او به هدف اجابت رسيد . بيت :
همانا در گذر بوده است اختر * كه گشت اين عز جاويدش ميسّر
و هم در اين سال از جانب شام قافلهاى تجار به مكه آمد و ابو طالب آن حضرت را
هامش
( 1 ) - الف و ب : عيسى ملتى .
( 2 ) - ب : زنان مكه و دختران مكه .