تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠

وى فارغ شدم و از محنت او خلاص گرديدم . و از آن جمله است كه ابن عبد اللّه مىگويد : من از خويشان نزديك خود زن بردم و او را با جمعى از متعلقان او به خانه آورده خدمت مىكردم و مطالب ايشان را به حصول موصول مىگردانيدم اما آزار من مىكردند و مرا از خود مىرنجانيدند . نزد آن حضرت رفتم و گفتم : زوجهء خود را طلاق مىدهم ، فرمود : صبر كن ! يك سال تحمل نمودم و بازآمدم و خواستم كه از اهل بيت خود شكايت كنم . فرمود : صبر كن ! رفتم و در سال سيوم آمد و از جور و جفاى ايشان نزد آن حضرت شمهاى تقرير كردم . فرمود : اندك روز ديگر صبر كن . هنوز سال به نصف نرسيده بود كه زوجه و باقى خويشان از دنيا رحلت نمودند . نزد آن حضرت رفتم و پيش از آنكه آغاز سخن كنم فرمود : خلاص گرديدى از خويشان و از جفاى ايشان ؟ [ و از آن جمله است كه مفضل مىگويد كه من به نزد يكى از منكران آن حضرت مىرفتم . مرا گفت : اگر مولاى تو امام مفترض الطاعه باشد كرامات و خارق عادات ظاهر سازد . چون قدمى چند رفتم گفت : شنيدم كه جدش على بن ابى طالب با حضرت پيغمبر دعوى مىنمود و از اين جهت گاهگاهى او را سايه نبود . چون به در خانهء آن حضرت رسيديم بىآنكه آواز دهم يا حلقه بر در زنم از درون خانه آواز آمد كه فلان و فلان درآييد . چون به خانه درآمديم ، ديديم در صحن سرا بر پا ايستاده با وجود آفتاب ، سايه نداشت . در ما نگريست و لب شيرين كرده گفت : ما حجت خداييم بر خلقان و از پرتو مشكاة على بن ابى طالب راهنماييم به گمراهان ] « 1 » . و از آن جمله است كه شعيب مىگويد كه من صد دينار تحفه برداشتم و به واسطهء بسيارى اخلاص و محبت كه به آن حضرت داشتم آن مبلغ را كم انگاشته بىاجازت برادر از مال او مبلغ دويست دينار برداشتم و جملهء سيصد دينار را در بدرهاى كرده نزد آن حضرت بگذاشتم . سر بدره را گشود و دست برده مقدارى را برداشت و باقى را در آن بدره بگذاشت و فرمود از همانجا كه برداشتى بگذار . به خدا سوگند كه همان

هامش
( 1 ) - فقط در الف .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 520 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى