تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
- عليه السلام - امر فرمود . آن حضرت چون به مجلس درآمد و از افعال سحره و اقوال منصور واقف گرديد فرمود : اى قوم ! من حجت آن خدايم كه سحر پدران شما را در نظر فرعون باطل گردانيد . منصور آن سخن را به كنايت برداشت و از خجالت سر در پيش افكنده بالا بر نداشت . حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود : اى صورتها ! به حكم خدا هر يكى از شما صاحب خود را بگيريد و فرو بريد . آن صورتها به حكم خدا هر يك به جانب صاحب خود نهيب بردند و او را گرفتند و در لحظه فرو بردند . چون منصور آن حال بديد بيهوش گرديد ، چون به هوش آمد گفت : يا بن رسول اللّه ! توبه كردم ! مرا عفو كن و از كردهء من در گذر و اى سيّد و مولاى من ! سباع را امر فرما كه آن مردمان را رد كنند . امام - عليه السلام - فرمود : هيهات ! هيهات ! اين خيالى باطل است و آرزويى بغايت بىحاصل ، عصاى موسى - عليه السلام - سحرهء فرعون را رد نكرد ، چگونه تواند بود كه سباع آنان ، اينان را رد كند ؟ ! و از آن جمله است كه على بن حمزه مىگويد : به همراهى آن حضرت به سفر مكّه مىرفتم ، درختى خرما ديدم خشك شده . يكى گفت : يا بن رسول اللّه ! اين موضعى است كه اصحاب رسول در زمان آن سرور تا زمان خلافت امير المؤمنين حيدر اينجا نزول و ارتحال مىنمودند و رطب تناول مىكردند . امام - عليه السلام - كلمهاى بر زبان راند . فى الحال آن درخت سبز گرديد و خوشهء خرماى رسيده به ظهور رسانيد . حضرت صادق - عليه السلام - فرمود : بسم اللّه بگوييد و خرما تناول كنيد . مردم خرما خوردند و گفتند : و اللّه كه خرمايى از اين بهتر نخوردهايم . يكى از حاضران گفت : من در ميان ساحران بزرگ شدهام جادويى به اين عظمت نديدم ! امام - عليه السلام - فرمود : اى كاذب ! اين رشحهء نبوّت است و نشئهء امامت و ولايت . اين اثر اسم اعظم است نه ميراث سحر و كهانت ، و من از هر دو بيزارم و چون ولايت ما را كه از خواص اسم اعظم است قبول ندارى ، اگر خواهى تو را سگ گردانم . آن لعين از بسيارى عناد و كين گفت : اگر توانى چنان كن . حضرت صادق - عليه السلام - اسم اعظم را وسيله گردانيد در حال آن لعين سگ گرديد . او را به زجر از آنجا براندند . چون خوارى خود را بديد و در ميان