خلعت شادى و مواصلت بىطراز غم مفارقت نباشد و هيچ شربت سرور بىزهر ماتم و قهر و غصه و غم صورت نيابد . بيت :
هيچ روشندلى در اين عالم * روز شادى نديد بىشب غم
اصحاب گفتند : يا رسول اللّه ! ياران را وداع مىفرمايى و دوستان را از رفتن خود به سوى آخرت اعلام مىنمايى ، يا رسول اللّه ! وقت انتقال و ارتحال كى خواهد بود و زمان اجل مسمى كدام زمان روى خواهد نمود ؟ فرمود : آن وقت را نمىدانم و آن زمان را تعيين نمودن نمىتوانم ، اما مىدانم كه هنگام مفارقت و مهاجرت احباب است و زمان بازگشتن من و توجه نمودن به حضرت رب الارباب . اصحاب پرسيدند كه يا رسول اللّه ! تو را به غسل كه برد و شرايط غسل تو كه به جاى آرد و بدان خدمت كه مفتخر و سرافراز گردد ؟ آن حضرت فرمود : برادر من و وصى من و خليفه و قائم مقام من على - عليه السلام - و او را در اين مهم امداد نماييد و باقى اهل بيت من كه به من اقربند . ديگر بار ابو بكر پرسيد كه اى سيّد و سرور ! در چه جامه تو را كفن كنيم ؟ فرمود :
در اين جامه كه پوشيدهام و اگر خواهيد از جامههاى مصرى يا از حلّههاى يمنى يا جامهء سفيد از هر ولايت كه باشد . گفتند : يا رسول اللّه ! بر تو نماز كه كند ؟ و در گريه شدند و چگونه نگريند در واقعهء هايلهء آن سرور و در تعزيت و مصيبت حضرت پيغمبر كه سختترين واقعهها است و صعبترين هايلهها است .
راوى گويد كه ياران بسيار بگريستند و آن سرور بيش از ديگران بگريست و بعد از گريه فرمود : در مصيبت من صبر كنيد و تحمل نماييد ، چون مرا شسته و كفن كرده باشيد قبر من در اين خانه بكنيد و مرا در كنار قبر آورده در اين خانه گذاريد و همه بيرون رويد كه : اوّل من يصلّى علىّ ربّى . پس جبرئيل - عليه السلام - با ملائكه خود بر من نماز گزارند ، بعد از آن ميكائيل - عليه السلام - با جماعت خود به نماز من حاضر گردند ، بعد از آن اسرافيل و عزرائيل - عليهما السلام - نماز گزارند . اين بگفت و بعد از آن رو به على - عليه السلام - كرده فرمود : اى على ! تو با مردان اهل بيت به خانه درآى و بر من نماز كن