تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
فرح و نشاط و انبساط از هر جانب متوجه ركاب ظفر انتساب سيّد كاينات شدند . آن حضرت چون به موضع ذو الحليفه رسيد مقدار يكصد و بيست و چهار هزار كس جمع گرديده همراه شدند . آن حضرت گروه گروه را نوازشها فرمود و صغار و كبار و عبيد و احرار همه را متوجه شده التفات نمود و از لشكرى به آن كثرت و حشرى به آن وحشت كسى نبود الّا كه پيغمبر پرسش نمود و نوازش فرمود ، اهل يقين را مناسك ياد داد و ارباب دين جمله احرام بستند و لباس و پلاس عزت و حرمت از سر و تن بر كشيدند و جماعت عريان و برهنه‌تنان زبان به تكبير و تهليل برگشودند . بيت :
ز عريانان محرم صحن اغبر * خبر مىداد از صحراى محشر
آرى عزيز من ! چون محرمان در بحر حقيقت بيت اللّه درآيند بىآن كه برهنه شوند گوهر مقصود به دست نمىآرند و تا از كسوت آلايش معرّا نشوند به لباس رحمت و غفران نمىرسند . اين بازارى است كه مغز به كار مىآيد و اين وادى اگر چه آتشبار است دشمن مىسوزد نه دوست . اين روز بازار عاشقان است ، ناله و زارى مىخرند ؛ و اين كوى جانان است ، جزع و بىقرارى مىطلبند . چون حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به حج رسيد حاجيان را آواز تكبير و تهليل در مكه پيچيد . و چون چشم آن سرور بر خانهء كعبه افتاد دست به دعا برداشت و فرمود : اللّهم زد هذا البيت تعظيما و تشريفا و تكريما و مهابة . بعد از آن روى به مسجد الحرام آورد و استلام حجر الاسود نمود و طواف خانهء كعبه معظمه فرمود . روز عرفه به روايتى ديگر به بطن وادى درآمد بر ناقهء بلند كوهان و همچنان سواره خطبهء بليغ غرّا به مسامع حاجيان رسانيد و در آن خطبه خلايق را از نافرمانى حضرت خالق بترسانيد و بعد از بيم و انذار ، جمله را اميدوار گردانيد به رحمت پروردگار به آيهء كريمهء :
قُل يا عِبادِيَ الَّذِين أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِم لا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّه إِن اللَّه يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم

« 1 » چون شرايط موعظه و لوازم نصيحت بر امت به تقديم رسانيد بعد از

هامش
( 1 ) - زمر 39 / 53 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 339 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى