لا جرم اصل جمله عالم اوست * سيّد كل نسل آدم اوست
محترم بود در جهان عدم * نور او پيش از عالم و آدم
و قلم به فرمودهء خداوند عالم بنوشت بر لوح محفوظ كلمهء طيبهء لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه علىّ ولى اللّه « 1 » را فنعم ما قيل ، بيت « 2 » :
نورِ رخش شمع نبوتفروز * آب نديده گل آدم هنوز
بعد از آن نوشت كه هر چه از آسمان به زمين نازل گردد از برف و باران و رعد و برگ درختان و ريگ بيابان و روزى خلايق و سعادت و شقاوت ايشان و حديث جف القلم بما هو كائن الى يوم القيامة ، مخبر اين معنى و مصدق اين دعوى است . بعد از آن طبقات آسمان را از آفتاب و ماه و باقى ستارگان مزيّن گردانيد و از ميان ملائكه جبرئيل را امين خود و ممتاز گردانيد « 3 » و عزّت و تقرّب بارگاه عظمت خود بخشيد . بيت :
به فرمان خداوند جهان ساز * شد از جنس ملك جبريل ممتاز
و چون ارادهء صانع ازلى و مشيت خالق لميزلى متعلق شد به آن كه خود را شناسا گرداند و از هستى خود جمعى را دانا سازد ، خطاب به ملأ اعلى و سكّان عالم بالا كرد و فرمود : من انا و من انتم ؟ ملائكهء ملكوت و ساكنان عالم جبروت عاجز گشتند و ندانستند كه جواب ملك متعال از روى صواب چه گويند ؟ بيت :
جلوهاى كرد رخش ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد
پس به موجب فرمودهء كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق جبرئيل مأمور شد تا پارهاى خاك سفيد ضعيف از روى زمين بردارد و به نزديك بارگاه جلال احديت بگذارد . جبرئيل به فرمودهء رب جليل از آسمان به زمين آمد و اتفاقا مشتى
هامش
( 1 ) - « على ولى الله » را الف و ج ندارد .
( 2 ) - « و آسمان و زمين . . . ما قيل ، بيت » را ج ندارد .
( 3 ) - الف : جبرئيل را به امينى خود ممتاز كرد .