تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
هر سال در اول ذى الحجة الحرام تا ده روز مردم از اطراف بلاد عرب از دور و نزديك در بدر جمع مىشدند و سودا و معامله چندان مىكردند كه در سالى آن مقدار معامله در شهر نمىشد و چون در سال گذشته در ذى الحجّه ابو سفيان غلبه بر مسلمانان كرد و شكست بر اهل اسلام افتاد با وجود چندين جفا كه به حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - رسيده بود وعده نمود كه در سال آينده در همين موضع حرب خواهيم كرد تا مردم تماشا نمايند كه دولت كه را يارى مىدهد و نكبت كدام را بر خاك‌خوارى مىافكند ، و پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - قبول نموده بود كه در موعود حاضر گردد و اين خبر در بلاد عرب منتشر گرديد ، بعضى مردم به جهت تماشا و بعضى براى معامله و سودا روى به بدر نهادند . آن حضرت اصحاب را فرمود كه كارسازى كنيد كه به وعدهء خود وفا كنيم و متوجه بدر شويم ، مردم رسول اللّه به كارسازى مشغول شدند . ابو سفيان چون واقف گرديد خواست كه مكرى كند و مسلمانان را از روى مكر و فريب بترساند تا از مدينه بيرون نيايند و خلاف وعده از جانب پيغمبر افتد . در اين ولا آن پليد مردود يعنى : نعيم بن مسعود از مدينه به رسم تجارت به مكه آمده بود و به ابو سفيان خصوصيت و محرميت تمام به ظهور مىرسانيد . ابو سفيان با نعيم سبط شيطان راست آمد كه او را به مدينه فرستد تا مردم را بترساند و از بيرون آمدن پيغمبر از مدينه پشيمان گرداند . القصه نعيم سر خود را بتراشيد به اين بهانه كه به زيارت كعبه رفته بودم . چون به مدينه رسيد زبان به ستايش ابو سفيان بگشود و كثرت و عدّت لشكر او را به اهل اسلام تقرير مىنمود و اراجيف در ميان مردم پديد آمد . على - عليه السلام - كس دوانيد و نعيم را به مجلس حضرت رسالت پناهى آورده احوال لشكر ابو سفيان پرسيد . نعيم گفت : از اطراف و جوانب لشكر بر او جمع شدهاند كه پايان ندارد و داعيه دارد كه در موسم حج بر سر مردم مدينهايد ، شما را مصلحت نيست كه از مدينه بيرون رويد و با ايشان مقاتله و محاربه نمائيد ، مبادا كه غالب شوند و كسى را از شما زنده نگذارند . اين مىگفت و از گفتارش و از رخسارش آثار كذب ظاهر بود و از افعال انفعال آثارش
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 191 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى