وسيلهء آن رخ مىدهد و امرى كه به سبب آن و براى رسيدن به آن فعل شكل مىگيرد ، مىپردازيم [ فعل را بر اساس مقدار خاصى از موارد فوق شكل مىدهيم ، در اين حالت است كه به فعل معتدل رسيدهايم ] و آنگاه كه فعل به تمام اين حدود مقيد شد ، به حالت اعتدال رسيده و در غير اين صورت فعل نه داراى زيادتى و نقصان است از آن رو كه مقادير اين اشيا در كثرت و قوّت هميشگى و يكسان نيست ، قطعا افعال معتدل نيز مشكلشان شكلى واحد و دايمى نخواهد بود .
عادات پسنديده و ناپسند
10 . اكنون بهجاست براى مثال به ذكر امورى بپردازيم كه به عنوان اخلاق خوب مشهور است و از افعال معتدلى كه از اخلاق جميله پديد آمده ، خود باعث ايجاد آن نيز مىشوند سخن به ميان آوريم تا ذهن به مطابقت آنچه در اين مسأله به اجمال بيان كرديم ، با اصناف اخلاق و افعالى كه از هر صنف خاصى از اخلاق سر مىزند راه يابد .
با اين مقدمه مىگوييم : شجاعت خلقى است زيبا كه با ميانهروى در اقدام به امور ترسناك و دست كشيدن از آنها حاصل مىشود . اگر اقدام به شجاعت زياد شود بىباكى را به دست مىدهد و نقصان در آن ترس را حاصل مىكند كه خلقى است زشت و وقتى كه اين خلقها حاصل شده باشد ، چنين افعالى آشكار از اين خلقها پديد مىآيند . و سخاوتمندى ، از تعادل در حفظ مال و انفاق آن پديد مىآيد و زيادى حفظ و كمى انفاق ، تقتير ( خست ، تنگ گرفتن در امور مالى ) را ايجاد مىكند كه البته قبيح است و زيادى در انفاق و كمى در حفظ نيز تبذير