حاصل مىشود ، وقتى سلامتى را به دست مىدهند كه در حالت ميانه باشند ؛ يعنى مثلا طعام وقتى در حالت ميانه باشد سلامتى را به دست مىدهد و خستگى مادامى كه در حالت ميانه باشد ، باعث حصول قدرت مىشود ، به همين شكل افعال نيز مادامى كه ميانه باشند خلق جميل را حاصل مىكنند و هرگاه آنچه به وسيلهء آن سلامتى به دست مىآيد از بين برود ، سلامتى نخواهيم داشت .
همچنين هرگاه افعالى كه از سر اعتدال انجام مىشوند و به آنها عادت شده است زايل شوند ، اخلاق جميل نيز نخواهيم داشت . و زايل شدن افعال از حالت اعتدال و ميانه يا به سوى بيشتر از آنچه سزاوار است مىباشد يا كمتر از آنچه سزاوار است . مثلا وقتى كه غذا بيش از حد سزاوار يا كمتر از آن باشد ، سلامتى را به دست نمىدهد و خستگى تا وقتى كه در حالت معتدل باشد باعث قوت بدنها مىشود ، اما وقتى كه بيش از حد لازم يا كمتر از آنچه سزاوار است بود ، قوت را زايل مىسازد يا باعث باقى ماند ضعف مىشود . افعال نيز اينطور است ، هرگاه حالت ميانهروى زايل شود ، يا بيش از آنچه سزاوار است يا كمتر از آن ، اخلاق قبيحه به دست مىآيد ، يا حفظ مىشود و اخلاق جميله زايل مىگردد و همانطور كه ميانهروى در آنچه به آن سلامتى به دست مىآيد در زيادى و كمى آن و شدت و ضعف آن و طول زمان و كوتاهى آن راه دارد و زيادتى و نقصان سلامت به آنها مربوط است . به همين شكل اعتدال در افعال ، در زيادى و كمى آنها و شدت و ضعفشان و طولانى و كوتاهى زمانشان راه دارد . و ازآنرو كه ميانهروى در هر چيزى ، وقتى است كه زيادى و
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٩٤