كمى آن و شدت و ضعف آن به مقدار خاصى باشد و به دست آمدن هر چيز به مقدارى مشخص ، وقتى است كه با معيارى خاص آن مقدار مشخص گردد ، بر ما واجب مىشود كه از معيارى بحث كنيم كه به وسيلهء آن افعال را اندازهگيرى مىكنيم تا به حالت اعتدال برسد .
پس مىگوييم : معيارى كه به وسيلهء آن افعال را مىسنجيم مثل معيارى است كه به وسيلهء آن ، آنچه باعث سلامتى مىشود را ارزيابى مىكنيم و معيار آنچه باعث سلامتى مىشود ، عبارت است از احوال بدن كه سلامتى را براى آن مىطلبيم . پس ميانهروى در آنچه باعث سلامت مىشود ، در مقايسه با بدنها و خصوصيات شهرهاى مختلف قابل شناخته شدن است . معيار افعال نيز اينطور است و عبارت است از احوالى كه بر اثر افعال پديد مىآيد و هنگامى مىتوان به حالت معتدل در افعال وقوف يافت كه افعال با احوالى كه پديد مىآورند مقايسه شده ، سنجيده شوند . و همانطور كه طبيب هرگاه قصد كند به مقدار معتدل ، در آنچه باعث سلامتى مىشود برسد ، ابتدا با شناختن مزاج بدن كه مقصود سلامتى است و به شناسايى زمان و انسان و ساير امورى كه صناعت طب را شكل مىدهد و مقدار آنچه باعث سلامت مىشود را بر اساس مقدار تحمل مزاج بدن و سازگار با زمان معالجه قرار مىدهد ، همچنين هر گاه بخواهيم مقدارى را كه آن مقدار ، ميانهروى در افعال است بشناسيم ؛ ابتدا به شناسايى زمان فعل و مكانى كه فعل در آن واقع مىشود و كسى كه فعل از او سرمىزند و كسى كه فعل نسبت به او انجام مىشود و آنچه فعل از آن ناشى مىشود و چيزى كه فعل به
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٩٥