بدين بيان معلوم مىشود كه خاص تنها رئيس اول است و او كسى است كه علمش علمى است كه شامل معقولات متكى به براهين يقينيه است و بقيهء مردم عامه و جمهور مىباشند . با بيانى كه گذشت بايد افزود كه طرق اقناعى و تخيلات ، در راه تعليم عامه و جمهور امتها و شهرها استفاده مىشود و راه براهين يقينيه كه به وسيلهء آنها موجودات به طور معقول به دست مىآيند ، براى تعليم كسى كه قرار است خاص باشد استفاده مىشود .
علم رئيسه و سير آن در ميان تمدنها
53 . اين علم است كه مقدمترين علوم و كاملترين آنها در رياست است و ساير علومى كه به نحوى داراى رياست هستند ، تحت رياست اين علم قرار دارند . مقصودم از ساير علوم رئيسه ، علمى است كه در مرحلهء دوم و سوم و سپس آنچه از اينها انتزاع مىشود قرار مىگيرد ؛ ازآنرو كه اين علوم در كنار آن علم قرار مىگيرند و به كار گرفته مىشوند تا به وسيلهء آنها غرض آن علم به كمال برسد كه عبارت است از سعادت نهايى و كمال پايانى كه انسان به آن مىرسد و اين علم همانطور كه گفته مىشود در زمان قديم در ميان كلدانيان وجود داشته است كه اهل عراق باشند ، سپس به اهل مصر انتقال يافته و آنگاه نزد يونانيان رفته است و اين سير همواره ادامه داشته است تا اينكه به سريانيان رسيده ، نهايتا به اعراب رسيده است .
و آنچه اين علم شامل آن است ، ابتدائا به زبان يونانى بيان شده