صاحبان طبيعتهايى هستند كه به طور جدى از ساير طبايع برتر و قوىترند و وقتى آنچه كه ذكر شد در انسانى حاصل شد ، كارى كه باقى مىماند اين است كه امور جزييه را در امتها و شهرهاى مختلف حاصل نمايد ، پس براى ما اين باقى مىماند كه بدانيم راه ايجاد اين امور جزيى در شهرها و امّتها چگونه است ؟ در واقع كسى كه از چنين نيروى عظيمى برخوردار است بايد داراى قدرتى باشد . كه بتواند به وسيلهء آن اين جزئيات را در امتها و شهرها پديد آورد و اين پديد آوردن دو راه دارد : تعليم و تأديب
بيدار كردن ارادهها
43 . تعليم عبارت است از ايجاد فضايل نظرى در امتها و شهرها ، و تأديب عبارت است از راه ايجاد فضايل خلقيه و صناعات عمليّه در امتها . تعليم تنها با سخن و گفتار انجام مىشود ، از سويى تأديب عبارت است از اينكه ، افعال برخاسته از ملكات عمليّه ، براى امّتها و شهرنشينان به صورت عادت درآمده و ارادههاى آنها براى انجام آن بيدار شده و اينكه آن ملكات و افعال مربوط به آنها به صورت امورى درآيد كه آنها در موردش از خودشان سؤال مىكنند و حال مردم طورى شده ، كه عاشق آنها شوند ، و توجه داريد كه بيدار كردن ارادهها براى انجام كارى ، گاهى با قول واقع مىشود و گاهى بالفعل .
تربيت ملوك
44 . علوم نظريه را يا پيشوايان و پادشاهان فرامىگيرند يا كسانى كه