متعلق به شهرى خاص در زمانى طولانى هستند يا در ميان مردم شهرى ، براى مدتى كوتاه مشتركند يا آنهايى كه اختصاص به بعضى دارند و براى مدتى كوتاه به آنها نفعى مىرسانند .
نيروى فكريه
25 . اشيا وقتى در جايى خاص پديدار مىشوند ، اعراض و احوال حقيقت معقولشان تبديل مىيابد . اين اعراض يا در ميان تمام امّتها و يا در ميان امّتى خاص مشتركاند يا براى يك شهر يا براى طايفهاى از اهل يك شهر يا براى انسانى تنها . ورود « 1 » اشيا به عالم يا طبيعى است يا ارادى ، و علوم نظرى به اين اشيا احاطه ندارد ؛ چرا كه ميدان احاطهء علوم نظرى تنها معقولاتى است كه به هيچ وجه تبديل نمىيابند . بدين دليل است كه به نيروى ديگرى احتياج است كه به وسيلهء آن بتواند اشيا معقولهء ارادى را از آن جهت كه به آنها عوارض دگرگون عارض مىشود شناخت . اين عوارض جهاتى هستند كه به وسيلهء آنها موجودى بالفعل از اراده ، در زمانى محدود و مكانى خاص ، از پديدآورندهاى خاص حاصل مىشود . با اين بيان بايد گفت نيرويى كه به وسيلهء آن اين كارها انجام مىشود نيروى فكريه نام دارد .
نيرويى كه به وسيلهء آن اعراض شناخته شده ، تميز داده مىشوند .
اعراضى كه شأنشان اين است كه وقتى معقولات مىخواهند با اراده پديد آيند ، عارض آنها شوند ، ارادهاى كه باعث ايجاد معقولات به
هامش
( 1 ) . كلمه ورود را فارابى يه معناى راهى كه چيزى از آن راه ، هست مىشود به كار مىبرد .