غايتها امورى باشند كه خير بودن آن امور ظن است ، چيزهايى كه حاصل مىشوند ، امورى هستند كه نافع بودن آنها نيز مورد ظن است .
تقسيمات نيروى متفكره
28 . مىتوان نيروى متفكره را بدين ترتيب مورد تقسيم قرار داد . بدين حساب ، فضيلت فكرى نيرويى است كه آنچه با توجّه به غايتى خاص و خوب ، نافعترين امور است را استنباط مىنمايد ؛ اما قوّهء فكريّهاى كه به وسيلهء آن چيزهايى كه با توجه به غايت شرّى ، نافعترين چيزهاست استنباط مىشود ، در واقع فضيلت فكرى نيست ، بلكه سزاوار است به نام ديگرى خوانده شود و وقتى كه قوّه متفكره به عنوان نيرويى مورد توجه قرار مىگيرد كه به وسيلهء آن ، نافعترين امور در مورد چيزهايى كه گمان مىرود خير هستند استنباط مىشود ، بايد گفت كه اين نيرو نيز مظنون است كه فضيلت فكرى به حساب آيد يا خير . بايد گفت يك قسم از فضيلت متفكره چيزى است كه به وسيلهء آن نسبت به امورى كه با توجه به يك غايت خوب ، براى امّتهاى مختلف يا امّتى خاص يا شهرى خاص نزد پديدآورندهاى مشترك ، نافعترين امور هستند ، نيروى استنباط قوى حاصل مىشود .
بنابراين فرقى نمىكند بين اينكه گفته شود چيزى با توجه به يك غايت خوب نافعترين است ، يا اينكه گفته شود به طور كلى نافعترين و زيباترين است ، چرا كه آنچه نافعترين و زيباترين است به ناچار به غايتى نيكو مربوط مىشود و نافعترين ، با توجه به يك غايت خوب