و گروهى از صحابه ، آن را مباح مىشمردند .
اوضاع ، بر همين حال بود ، . . . تا اينكه در « قرن دوّم » ، اواخر عصر تابعين ، « اجماع » بر « اباحهء » آن ، مقرّر گشت و بر مباح بودن آن ، اتّفاق نظر پيدا نمودند . و اين هنگام بود كه « ابن جريح » كتاب « تاريخ » خود را به نقل از « مجاهد » و « عطاء » تأليف نمود كه اين ، نخستين كتابى است كه از طريق « غير شيعه » در اسلام نوشته شده است . و پس از آن « كتاب معتمر بن راشد صنعانى » در « يمن » نوشته شده و سپس « كتاب موطّأ مالك » مىباشد . در « مقدّمهء فتح البارى » آمده كه « ربيع بن صبيح » نخستين كسى است كه نوشتهاى را جمعآورى كرده است ، وى در آخر « عصر تابعين » مىزيسته است .
به هر حال ، « اجماع » منعقد است كه غير از « شيعه » ، مسلمانان ديگر ، در عصر نخست تأليفى نداشتهاند « 445 » .
امّا « على ( ع ) و شيعيانش » در همان « عصر اوّل » متصدّى اين كار شدند . و نخستين چيزى كه « امير مؤمنان ( ع ) » تدوين و جمعآورى نمود « قرآن » بود ؛ زيرا او پس از فراغ از تجهيز و دفن پيامبر ( ص ) ، سوگند ياد كرد ! كه جز براى نماز ، عبا بر دوش ننهد تا « قرآن » را جمع
هامش
( 445 ) رجوع كنيد به تنوير الحوالك شرح موطأ ( مالك ) ج 1 ص 5 ، الامام الصادق و المذاهب الاربعة ( علامه اسد حيدر ) ج 4 ص 544 ط بيروت و تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ( علامه صدر ) ص 278 .