و مدار عملشان در هر نسلى مىباشد و در كتابهاى خويش تدوين نمودهاند . زيرا اتباع هر مذهبى به مذهب خويش آشناترند . چنان كه « شيعيان » نيز « به مذهب ائمهء خويش آگاهترند » ، همان مذهبى كه خداوند را بر مقتضاى آن ، عبادت مىكنند و قصد تقرّب به خداوند در غير اين صورت ، از آنها محقّق نمىشود .
2 - تقدّم « شيعه » در تدوين علوم ، از همان زمان صحابه
2 - اهل بحث و تحقيق به روشنى مىدانند كه « شيعه در تدوين علوم اسلامى از ديگران پيشقدمتر بوده است » زيرا در عصر نخستين ، غير از « على ( ع ) و شيعيان دانشمندش » كسى تصدّى اين كار را به عهده نگرفت « 443 » .
و شايد سرّ اين مطلب ، همان « اختلاف صحابه » بود كه « نوشتن علوم مباح است يا نه ؟ » - چنان كه « عسقلانى » در « مقدّمهء فتح البارى » و ديگران نيز نقل كردهاند كه : - « عمر بن خطّاب » و عدّهاى ديگر نوشتن آن را خوشايندشان نبود ، از ترس اينكه « احاديث » با « قرآن » مخلوط گردد « 444 » ، امّا « امام على ( ع ) » و فرزند و جانشينش « امام مجتبى ( ع ) »
هامش
( 443 ) در رابطه با « تقدم شيعه در تدوين علوم » رجوع كنيد به تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ( علّامه صدر ) ، الشيعة و فنون الاسلام ( علّامه صدر ) و الامام الصادق و المذاهب الاربعهء ( علّامه اسد حيدر ) ج 4 ص 546 - 555
( 444 ) رجوع كنيد به مقدمهء فتح البارى ( ابن حجر ) ص 4 ، تنوير الحوالك شرح موطّأ ( مالك ) ج 1 ص 4 و الامام الصادق و المذاهب الاربعهء ( علّامه اسد حيدر ) ج 4 ص 543 .