بزرگواران ، « مرجع و مدرك براى شيعه » گشته است .
به اين وسيله ، « امتياز مذهب اهل بيت ( ع ) » از مذاهب ساير مسلمين آشكار مىگردد ، زيرا ما حتّى يك شخص از « مقلّدان ائمّهء اربعهء اهل سنّت » را نمىشناسيم كه در عهد خود آنها كتابى دربارهء مذهبشان نگاشته باشد ، بلكه مردم با مذهب آنها الفت گرفته و كم كم پس از مرگ آنها بر تعدادشان افزوده شد . « 440 » و اين افزونى به اين خاطر بود كه « از ناحيهء حكومت زمان ، تقليد را به يكى از چهار مذهب ، منحصر كردند » و پيشوائى در فروع مذهب به اين چهار نفر اختصاص يافت ، و گرنه اين چهار نفر نيز در عصر خود همچون سائر فقهاء و محدّثان معاصر خود بودند و بر آنها امتيازى نداشتند . از اين جهت ، در عصر خودشان كسى نبود كه به تدوين اقوال آنها اهميّت دهد .
ولى « شيعه ، از اوّل در تدوين اقوال ائمّهء معصومين ( عليهم السّلام ) اهتمام مىورزيد » زيرا در مسائل دينى و مذهبى ، جز رجوع به اينان را جائز نمىدانست . و لذا ، سخت اطراف آنان را گرفت و در گرفتن « دستورات دينى » ، تنها به آنها مراجعه نمود ، و قدرت و تلاش خود را در تدوين آنچه از آنها شنيد به كار برد ، و آنچنان همّت و عزم
هامش
- « اصل » ، تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ( علّامه صدر ) ص 278 - 291 و كتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعهء ( علّامه اسد حيدر ) ج 1 ص 546 - 555 .
( 440 ) رجوع كنيد به كتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعهء ( علّامه اسد حيدر ) ج 1 ص 310 و ج 3 ص 194 و ج 4 ص 474 .