نمايد . و آن را به « ترتيب نزول » جمعآورى نمود . و در ، آن به « عامّ و خاص » ، « مطلق و مقيّد » ، « محكم و متشابه » ، « ناسخ و منسوخ » ، « واجبات » و آنچه تركش « جائز » است ، « سنن » و آدابش اشاره فرمود .
و ضمنا « اسباب نزول آيات » را نيز آورد و بعضى از مطالب كه از جهاتى مشكل بود توضيح داد .
« ابن سيرين » همواره مىگفت :
اگر به آن « قرآن » دست مىيافتم ، به علوم واقعى دست يافته بودم « 446 » .
البتّه افراد ديگرى از « قرّاء صحابه » تصميم بر « جمع قرآن » گرفتند امّا نتوانستند آن را بر « طبق نزول » جمع نمايند . و مقدورشان نشد كه هيچكدام از مطالب و رموزى كه به آن اشاره كرديم ، در آن بياورند « 447 » .
بنابراين ، قرآنى كه « امام على ( ع ) » جمعآورى نموده به « تفسير » بيشتر شباهت دارد .
پس از فراغت از جمع « قرآن » ، كتابى را براى « فاطمهء زهراء ( ع ) » تأليف فرمود كه نزد فرزندان پاك آن بانوى بزرگ ، « مصحف
هامش
( 446 ) رجوع كنيد به الصواعق المحرقهء ( ابن حجر ) ص 76 ط الميمنيه ، التمهيد فى علوم القرآن ( معرفت ) ج 1 ص 277 ، آلاء الرحمن ( بلاغى ) ج 1 ص 18 در حاشيه ، الطبقات الكبرى ( ابن سعد ) ج 2 ق 2 ص 101 و الاستيعاب ( ابن عبد البر ) در حاشيهء الاصابهء ( ابن حجر ) ج 2 ص 253 .
( 447 ) رجوع كنيد به التمهيد فى علوم القرآن ( معرفت ) ج 1 ص 225 و بعد از آن ، و آلاء الرحمن ( بلاغى ) ج 1 ص 18 .