خويشاوندان پيوند و ارتباط برقرار كردند ، از سببى كه مأمور به مودّتش بودند دورى گزيدند و بنا و « ساختمان ( خلافت ) » را از محلّ و پايههاى اصليش منتقل ساخته و در غير موضع خود ، يعنى در معدن تمام خطاها و در گذرگاههاى گمراهى قرار دادند و در ميان كسانى كه در كينه و حسادت فرو رفته بودند ، كسانى كه خود در حيرت مانده و در سكر و مستى هوا و هوسها غرق گرديده بودند ، افرادى كه بر همان روش آل فرعون قرار داشتند كه يا از همه چيز بريده به دنيا پيوسته و يا آشكارا از دين ، جدائى گزيده بودند . » « 413 »
و در خطبهاى كه پس از « بيعت » ايراد فرمود - كه از خطبههاى درخشان « نهج البلاغه » است - مىفرمايد : « هيچيك از اين امّت را با آل محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مقايسه نمىتوان كرد ؛ و هيچگاه نمىتوانند كسانى كه مشمول نعمت ايشان بودهاند با آنان در يك رديف باشند . آنها اساس دينند و ستونهاى يقين . غلو كنندگان ، به سوى آنها بازمىگردند ؛ و عقبماندگان ، به آنان ملحق مىشوند . خصائص و ويژگيهاى « ولايت » ، « وصايت » و « وراثت » در بين آنان مىباشد . هم اكنون « حق » به اهلش بازگشته و به جائى كه از آن منتقل شده بود عودت نموده است . » « 414 »
و در خطبهاى ديگر ، آن حضرت از مخالفان خود ، اظهار شگفتى
هامش
( 413 ) رجوع كنيد به نهج البلاغه ، خطبهء 149 ج 2 ص 256 ط مصر و شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 9 ص 132 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل
( 414 ) رجوع كنيد به نهج البلاغه ، خطبهء 2 ج 1 ص 32 ط مصر و شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 1 ص 138 - 139 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل