به خدا سوگند ! اگر در برابر « زمام امور امّت كه رسول خدا به دستش سپرده بود » ، همه تسليمش مىشدند ، آن را سخت نگاه مىداشت و سير روشن و زندگى پرآسايشى را برايشان تأمين مىساخت كه در آن هيچ ناراحتى وجود نداشت ؛ احدى به زحمت نمىافتاد ؛ و آنها را به سر منزلى مىرساند كه آب گواراى حيات از آن فوران مىنمود و نهرهاى آن بالا مىآمد و مالامال از آب زلال و صاف بود ؛ و در آن هيچ گونه كدرى وجود نداشت ؛ آنها را همواره سير نگاه مىداشت ؛ آشكارا و پنهان نصيحتشان مىكرد ؛ و جز با فرونشاندن تشنگى آنان به چيزى راضى نمىشد ؛ جز با در هم شكستن سدّ گرسنگى مطلبى برايشان نمىخواست ؛ و درهاى بركات آسمان و زمين بر آنان گشوده مىگشت .
به زودى ، خداوند كيفر آنان را در مورد كارهائى كه انجام دادند خواهد داد . بيا و بشنو ! كه آنچه زندگى كنى ، روزگار شگفتيهائى را به تو مىنماياند و اگر در شگفت مانى ، حادثهء ديگرى شگفتى بيشترى برايت به همراه مىآورد ! راستى ، به چه پناهگاهى پناهنده شدند ؟ ! و به چه دستگيرهاى متمسّك گرديدند ؟ ! چه بد مولى و سرپرستى و چه بد عشيره و قبيلهاى ( انتخاب كردند ) ! و ستمگران چه بد معاملهاى انجام دادند ! شاهپرها را از دست دادند و پرهاى آخر و دنباله را گرفتند ! و به جاى چسبيدن به يال اسب به دم آن متوسّل شدند !
بينى جمعيّتى به خاك ماليده باد ! كه خيال مىكنند كار خوب انجام مىدهند در حالى كه مفسدند و شعورشان به آن نمىرسد ؛ واى بر آنها ! آيا « كسى كه مردم را به حق هدايت مىكند » سزاوارتر به تبعيّت است يا آن كس كه هدايت نشده ، بايد
المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٦٨