تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
گرچه طولانى شود . » « 408 » و نيز در نامه‌اى كه به « عقيل » - برادرش - نوشت چنين ، فرمود : « خداوند از ناحيهء من « قريش » را جزا بدهد ! كه خويشاونديم را بريدند و « حكومت » و قدرت فرزند مادرم را از من سلب كردند . » « 409 » و چندين بار فرمود : « نگاه كردم ، ديدم ياورى جز اهل بيتم ندارم ؛ بر مرگ آنها بخل ورزيدم ؛ چشمها را بر خاشاك فرو بستم ؛ با گلوى استخوان گرفته ، نوشيدنى را نوشيدم ؛ و بر فرو خوردن خشم و تلختر از « حنظل » شكيبائى ورزيدم . » « 410 » هنگامى كه بعضى از يارانش از او پرسيدند : چگونه خويشاوندان شما اين « مقام » را از شما گرفتند ، با اينكه از همه سزاوارتر بوديد ؟ فرمود : « اى برادر اسدى ! تو مردى متزلزل هستى ، در جائى كه نبايد ، و بىموقعيّت ، مىپرسى ؛ ولى با اين همه ، پيمان خويشاوندى و حقّ پاسخ سؤال را دارى ، پرسيدى پس بدان ! اينكه مىبينى با ما مستبدّانه رفتار شده و « حق » ما را گرفته‌اند در
هامش
( 408 ) رجوع كنيد به نهج البلاغه ، حكمت 21 ص 562 ط مصر ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 18 ص 132 و ج 9 ص 307 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، تاريخ ( طبرى ) ج 4 ص 236 و الكامل فى التاريخ ( ابن اثير ) ج 3 ص 74 . ( 409 ) رجوع كنيد به نهج البلاغهء ج 3 ص 488 ط مصر ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 16 ص 148 و ج 9 ص 306 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل . ( 410 ) رجوع كنيد به نهج البلاغه ، خطبه 26 ج 1 ص 68 ط 1 مصر ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 2 ص 20 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، الامامة و السياسهء ( ابن قتيبه ) ج 1 ص 144 ط مصطفى محمد مصر .