مىكند كه : « من در شگفتم - و چرا در شگفتى و تعجّب نباشم ؟ - از اشتباه اين گروهها ، با اختلاف دليل و حجّتهايشان در دينشان ، كه نه از پيامبرى تبعيّت مىكنند و نه به عمل « وصيّى » اقتدا مىنمايند ! » « 415 »
2 - احتجاج حضرت زهراء ( عليها السّلام )
2 - حضرت زهراء ( عليها السّلام ) در اين باره ، ادلّهء رسائى اقامه فرموده است . دو خطبهاى كه آن حضرت ايراد فرموده مشهور است و سينه به سينه مىچرخد ، و « اهل بيت ( ع ) » فرزندان خويش را مجبور مىساختند كه اين دو خطبه را حفظ كنند ، درست همانطور كه آنها را در « حفظ قرآن » ملزم مىنمودند . در اين خطبهها به آنان كه بناى « خلافت » را از جاى خود منتقل ساختند و به غير جاى خودش قرار دادند ، اعتراض شده ، فرموده است :
« واى بر آنها ! « خلافت » را از « قلّههاى بلند و كوههاى استوار رسالت » ، « قواعد و ستونهاى نبوّت » و « مهبط روح الامين » دور ساختند ؛ از كسى آن را برگرفتند كه « خبير و آگاه به امور دين و دنيا » بود . اين جز خسران آشكار چيز ديگرى نمىتواند باشد . و چه عيبى از « ابو الحسن » مىتوانستند بگيرند ؟ ! و چرا از او ناراحت بودند ؟ به خدا سوگند ! از شمشيرش ، از سرسختيش در كارها ، از شدّتش در صحنههاى نبرد ، از خشم و غضبش در مورد فرمانهاى خداوند .
هامش
( 415 ) رجوع كنيد به نهج البلاغه ، خطبه 87 ج 1 ص 151 ط مصر و شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 6 ص 384 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل . - پانوشت 346 نيز ملاحظه گردد !