تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كدام از قبائل ، آرزوى رسيدن به آن - گرچه پس از مدّتى - فراهم باشد . اگر به « نصّ » متعبّد مىشدند و « على ( ع ) » را پس از رسول خدا ( ص ) مقدّم مىداشتند ، « خلافت » از « عترت پاك پيامبر ( ص ) » بيرون نمىرفت ، چرا كه در « روز غدير » - و در موارد ديگر - « اهل بيت » را « همرديف و قرين قرآن » قرار داده بود و آن دو را تا رستاخيز « پيشواى صاحبان عقل » گردانيده بود ، امّا « عرب » نمىتوانست خلافت را منحصر در خاندان خاصّى ببيند ، به ويژه كه چشم همهء قبائل به سوى آن دوخته شده بود و افرادى از تمام طوائف ، در اين راه ، يكديگر را حمايت مىكردند . و نيز ، كسى كه تاريخ « قريش » و « عرب صدر اسلام » را خوب مطالعه كند مىداند كه آنها در برابر « نبوّت بنى هاشم » خاضع نشدند مگر زمانى كه در هم شكستند و پس از آنكه قوّه و قدرتى برايشان باقى نماند ؛ پس چگونه تن به قبول « اجتماع نبوّت و خلافت در بنى هاشم » مىتوانند بدهند ؟ چنان كه « عمر بن خطاب » هم - در گفتگويى كه بين او و « ابن عباس » در گرفت - به اين مطلب اشاره كرده ، گفت : « قريش حاضر نبود نبوّت و خلافت - هر دو - در بين شما باشد « 354 » » .
هامش
( 354 ) رجوع كنيد به شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 12 ص 52 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، الكامل فى التاريخ ( ابن اثير ) ج 3 ط دار صادر و تاريخ ( طبرى ) ج 4 ص 223 ط دار المعارف مصر .