تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
« بخارى » از قول « عمر » اضافه كرده كه : « بلى ، از جريانات گذشته پس از وفات پيامبر ( ص ) اين بود كه « انصار » به مخالفت ما برخاستند و همه در « سقيفهء بنى ساعده » جمع شدند . « على » و « زبير » و كسانى كه با آنها بودند نيز با ما موافق نبودند . » سپس « جريان سقيفه » را از تنازع ، اختلاف نظر ، و سر و صدا راه افتادن كه موجب « پراكندگى در اسلام » شد ، نقل نموده و جريان « بيعت عمر با ابو بكر » در آن حال را نيز آورده است « 339 » .
هامش
- به نهاية اللغهء ( ابن اثير ) مادّهء « غرر » مراجعه كنيد ! - يارى ، مقتضاى عدالتى كه « عمر » را به آن توصيف مىكنند اين بود كه او اين حكم را دربارهء خود و رفيقش « ابو بكر » جارى مىساخت چنان كه دربارهء ديگران مىخواهد . - « عمر » پيش از آنكه اين خطبه را ايراد كند ، اعتراف كرده بود كه بيعت با « ابو بكر » ناگهانى و بدون فكر و مشورت انجام شد ولى خداوند شر آن را بر طرف ساخت . كسى كه پس از اين بخواهد چنين كند او را بكشيد . اين سخن از « عمر » سخت مشهور است و حافظان اخبار آن را آورده‌اند . - رجوع كنيد به شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 2 ص 26 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، الصواعق المحرقهء ( ابن حجر ) ص 21 ط الميمنيهء مصر ، الملل و النحل ( شهرستانى شافعى ) در حاشيهء الفصل ( ابن حزم ) ج 1 ص 22 افست دار المعرفة بر ط مصر . ( 339 ) در رابطه با سخن عمر « . . . بيعت با ابو بكر ناگهانى و بدون فكر صورت گرفت و خداوند شر آن را بر طرف ساخت . . . » رجوع كنيد به صحيح ( بخارى ) كتاب الحدود باب « رجم الحبلى من الزنا اذا احصنت » ج 4 ص 110 ط الميمنيهء مصر ، شرح نهج -