مطلب مغرور نشود ، و با خود نگويد كه « بيعت » با « ابو بكر » هم « ناگهانى ، بدون مشورت و فكر » انجام شد و بالاخره سرگرفت ( من هم با « فلانى » بيعت مىكنم و سرانجام روبراه مىشود ) . بلى ، بيعت با « ابو بكر » آنگونه انجام شد ، ولى خداوند شرّ آن را بر طرف ساخت . . . ( مواظب باشيد ! ) كسى كه بخواهد « بدون مشورت » ، با شخصى « بيعت » كند ( بايد بدانيد ! ) نه بيعتكننده و نه شخصى كه با او بيعت شده لياقت برگزيده شدن از طرف مردم به « خلافت » را ندارند و نبايد با آنها « بيعت » شود ، زيرا ايمن از كشته شدن نخواهند بود ( چرا كه اينها جامعهء مسلمانان را بىارزش انگاشته ، بايد از اين جامعه طرد ، و كشته شوند « 338 » ) .
هامش
- « شرح قسطلانى » جزء يازدهم صفحه 352 مراجعه فرما ، خواهى يافت كه از بلاذرى در « انساب الاشراف » نقل نموده و تصريح به صحّت سند آن - طبق شرط قبولى حديث از نظر بخارى و مسلم - كرده است .
( 338 ) معنى حديث اين است كه حق بيعت با مردم آن است كه با « مشورت و اتفاق نظر » انجام گيرد . بنابراين ، اگر دو نفر « استبداد » به خرج دادند و يكى با ديگرى بيعت نمود و از اين طريق مردم را وادار به بيعت نمودند ، اين تظاهرى است از آن دو براى بر هم زدن اتحاد و طرد جامعه . بنابراين ، به هنگام بيعت ، مردم بايد با هيچكدام از اين دو ، بيعت نكنند و بيعت شونده حتما شخصى غير از اين دو باشد ، و بايد اين دو از ميان ملتى كه مىخواهد براى خود رهبر انتخاب كنند معزول گردند زيرا اگر براى يكى از آن دو عقد بيعت انجام پذيرفت با وجود آن عمل شنيع و خلاف كه معنيش بىارزش دانستن افراد جامعه و بىنيازى از رأى آنها است ، هيچ ايمنى نيست كه كشته شوند . -