حقشناس
اجماعى ، نيست
منظور رسول خدا ( ص ) از « امّت من بر خطا اجتماع نمىكنند » و « بر ضلالت و گمراهى ، اجتماع نمىنمايند » اين است :
در امرى كه « امّت » به « مشورت » پردازد و با « اختيار » خود و « اتّفاق آراء » آن را مورد تصويب قرار دهد ، خطا و گمراهى در آن راه نخواهد داشت . اين معنى از سنّت پيامبر ( ص ) « متبادر » مىشود و بس .
امّا كارى كه بر اساس « نظريّهء شخصى چند نفر از امّت » باشد ، كه براى پيشبرد آن به پا خيزند و بتوانند « اهل حلّ و عقد » و افراد فهميده و آگاه امّت را بر آن « مجبور » سازند ، دليلى بر درستى و عدم گمراهى آن وجود ندارد .
همهء ما مىدانيم كه « بيعت سقيفه » از روى مشورت صورت نگرفت ، بلكه « عمر بن خطّاب » ، « ابو عبيدهء جرّاح » و چند نفر كه با اين دو بودهاند قيام نموده ، و به طور ناگهانى ، زبدگان امّت و اهل حلّ و عقد را در بن بست و جريان از كار گذشته قرار دادند ؛ زمينهء جامعهء اسلامى و جوامع اطراف آن ، و اوضاع زمان نيز با آنها مساعدت نمود ، و بالاخره به خواستهء خود رسيدند .