« السلام عليك يا مولانا ! » حضرت پرسيد : شما كيستيد ؟ گفتند : از مواليان توئيم اى امير مؤمنان ! حضرت پرسيد : من چگونه مولاى شمايم با اينكه گروهى از عرب هستيد ؟ پاسخ دادند : ما « روز غدير خم » از رسول خدا ( ص ) شنيديم مىفرمود : « من كنت مولاه فانّ هذا مولاه » . « رياح » مىگويد : وقتى آنها رفتند ، من آنها را تعقيب كردم ، پرسيدم اينها كيانند ؟ گفتند : عدّهاى از انصارند كه « ابو ايّوب انصارى » در بين آنها است « 231 » .
و نيز از مطالبى كه بر « تواتر » آن دلالت دارد حديثى است كه « ابو اسحاق ثعلبى » در تفسير « سورهء معارج » از تفسير خود به دو « سند معتبر » آورده است : چون رسول خدا ( ص ) در « روز غدير خم » مردم را جمع نمود ، دست « على » را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ، اين خبر در همه جا پخش گرديد ، به « حارث بن نعمان فهرى » نيز رسيد ، وى نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، از ناقهاش پياده شد و آن را عقال كرد ، سپس رو به پيامبر ( ص ) كرده و گفت :
« اى محمّد ! به ما امر نمودى كه شهادت به يگانگى خدا دهيد ، داديم ؛
هامش
( 231 ) رجوع كنيد به مسند ( احمد بن حنبل ) ج 5 ص 419 ، ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 33 ط اسلامبول و ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 22 ح 520 و در احقاق الحق ( علّامهء تسترى ) ج 6 ص 326 از مناقب ( احمد بن حنبل ) مخطوط ، البداية و النهايهء ( ابن كثير ) ج 5 ص 213 و ج 7 ص 347 ط مصر و ارجح المطالب ( عبيد اللّه آمر تسرى حنفى ) ص 577 ط لاهور نقل نموده است .