و گاهى به معنى « وارث » آمده ، چنان كه مىخوانيم :
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
( براى هر كس وارثانى قرار داديم ، كه آنچه پدر و مادر و نزديكان واگذاردهاند به ارث برند « 235 » ) . كه « موالى » به معنى « ورثه » است .
و چنان كه از قول « زكريّا » در قرآن آمده :
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي
( من از وارثان پس از خود مىترسم « 236 » ) .
و به معنى « صديق » هم آمده ، چنان كه آمده است :
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً
( روزى كه دوست و صديق به هيچوجه به درد دوست و صديقش نمىخورد « 237 » ) .
البتّة لفظ « ولىّ » به معنى « اولى به تصرّف » مىآيد ، چنان كه مىگوييم :
« فلان ولىّ القاصر » ( فلانى سرپرست قاصر است . ) و به معنى « ناصر » ( ياور ) ، و « محبوب » ( دوست ) هم آمده است .
« اهل سنّت » گفتهاند : شايد منظور پيامبر ( ص ) از آن « جمله « 238 » » اين باشد : « من كنت ناصره أو صديقه او حبيبه فانّ عليّا كذلك » ( كسى كه من ناصر ، يا صديق ، و يا حبيب و دوست او هستم « على » نيز چنين است ) ، پاسخ آن چيست ؟ لطفا بيان فرماييد !
هامش
( 235 ) سورهء نساء ( 4 ) آيهء 33 .
( 236 ) سورهء مريم ( 19 ) آيهء 5 .
( 237 ) سورهء دخان ( 44 ) آيهء 41 .
( 238 ) يعنى جملهء « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » يا « من كنت وليّه فهذا وليّه » و امثال آن .