« ابن جرير » در كتاب خود ، آن را از 75 طريق ، و « ابن عقده » در كتابش ، آن را از 105 طريق نقل كرده ، و « ذهبى » - با آن لجاجتش - تمام طرق آن را صحيح دانسته است . باب 16 كتاب « غاية المرام » 89 حديث از « طرق اهل سنّت » در « نصّ غدير » نقل نموده است .
« سيوطى » اين حديث را در كتابش « تاريخ الخلفاء » در شرح حال « على ( ع ) » از « ترمذى » نقل نموده سپس گفته : « احمد » آن را از « على » ، و از « ابو ايوب انصارى » ، و از « زيد بن ارقم » ، و از « عمر » ، و از « ذى مر » نقل كرده است .
وى اضافه كرده : « ابو يعلى » از « ابو هريره » ، و « طبرانى » از « ابن عمر » ، و از « مالك بن حويرث » ، و از « حبشى بن جناده » ، و از « جرير » ، و از « سعد بن ابى وقاص » ، و از « ابو سعيد خدرى » ، و از « انس » آن را آورده است . و نيز گفته : « بزار » از « ابن عباس » ، و از « عمارة » و از « بريده » نقل نموده است « 230 » .
و از مطالبى كه بر شيوع و انتشار اين حديث دلالت دارد ، روايتى است كه « احمد بن حنبل » در « مسند » از « رياح بن حارث » از دو طريق نقل كرده : گروهى به خدمت « على ( ع ) » آمدند و عرض كردند :
هامش
( 230 ) حديث غدير را 110 نفر از اصحاب ( و طبق نقل سيد بن طاووس در « كتاب الطرائف » از ابن عقده در « كتاب الولاية » ، 116 نفر ) ، 84 نفر از تابعين ، و 360 نفر از بزرگان علماى اهل سنّت ، در طول 14 قرن ، روايت نمودهاند ، كه مىتوانيد شرح حال اينان و رواياتشان را با مدارك فراوان از كتب آنان ، در جلد اوّل كتاب گرانسنگ الغدير ( علّامهء امينى ) ملاحظه نماييد .