تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
گفتى رسول خدا هستى ، از تو پذيرفتيم ؛ دستور دادى روزى پنج بار نماز بخوانيم ، از تو قبول كرديم ؛ امر به زكات نمودى ، قبول كرديم ؛ امر به روزهء ماه رمضان كردى ، پذيرفتيم ؛ فرمان حجّ دادى ، شنيديم و اطاعت كرديم ؛ بازهم به همهء اينها راضى نشدى تا دست پسر عمويت را گرفتى و او را برتر از ما قرار دادى ؟ ! و گفتى : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ؟ ! اين دستور از پيش خود تو است يا از جانب خدا ؟ » پيامبر ( ص ) فرمود : « سوگند به خدائى كه جز او خدائى نيست ! كه اين فرمان از جانب او است » . « حارث » پشت كرد و به جانب مركب سواريش حركت نمود ، پشت كرد و مىگفت : « خداوندا ! اگر آنچه محمّد مىگويد « حقّ » است ، بارانى از سنگهاى آسمانى بر ما ببار و يا عذاب اليمى بر ما فرو فرست ! » هنوز به مركبش نرسيده بود كه خداوند ، سنگى فرو فرستاد كه بر فرقش خورد و از دامن بدنش خارج گرديد . آنگاه ، خداوند اين آيه را نازل فرمود :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ . مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
( سائلى درخواست عذابى كرد كه كافران نتوانند آن را دفع كنند اين عذاب را از خداوند بزرگ درخواست نمود . ) اين ، عين الفاظ حديث بود . گروهى از « اعلام اهل سنّت » اين حديث را « به طور مسلّم » پذيرفته‌اند « 232 » .
هامش
( 232 ) رجوع كنيد به نظم درر السمطين ( زرندى حنفى ) ص 93 ، نور الابصار ( شبلنجى ) -