تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
گفتند : « بلى » ؛ فرمود : « پس هر كس من مولاى او هستم « على » مولاى او است . خداوندا ! دوست بدار آن كس كه او را دوست مىدارد و دشمن بدار آن كس كه او را دشمن مىدارد ! « 204 » » . « نسائى » از « زيد بن ارقم » آورده كه وقتى پيامبر ( ص ) از « حجة الوداع » بازگشت و در « غدير خم » فرود آمد ، فرمان داد زير درختان آنجا را جاروب كردند ، پس از آن فرمود : « گويا من « به سوى حق » دعوت شده ام و اجابت نموده‌ام ، من در ميان شما دو چيز گرانبها و ارزشمند قرار مىدهم يكى از آن دو بزرگتر است از ديگرى : « كتاب خدا » و « عترتم - اهل بيتم » ؛ مواظب باشيد پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد ؟ آنها از هم جدا نخواهند شد تا كنار « حوض كوثر » بر من وارد شوند . » سپس فرمود : « خداوند مولاى من ، و من ولىّ هر مؤمنى هستم . » آنگاه دست « على » را گرفته و گفت : « هر كس من ولىّ او هستم اين ، ولىّ او است . خداوندا ! دوست بدار آن كس كه او را دوست مىدارد و دشمن دار آن كس كه وى را دشمن مىدارد ! » « ابو طفيل » مىگويد : به « زيد » گفتم : اين را از رسول خدا ( ص ) شنيدى ؟ ! « 205 » پاسخ داد : « زير آن درختان ، كسى نبود جز اينكه او را با
هامش
( 204 ) رجوع كنيد به مسند ( احمد بن حنبل ) ج 4 ص 372 و ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 42 ح 543 . ( 205 ) از پرسش ابو طفيل بر مىآيد كه وى از اين امّت در شگفت مانده كه با اين جرياناتى كه -