و من مولاى هر مؤمنى هستم . » آنگاه دست « على » را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه فهذا وليّه » ( هر كس من مولاى او هستم اين ، ولىّ او است )
« بار خداوندا ! دوست بدار كسى كه او را دوست مىدارد و دشمن بدار كسى را كه با وى دشمنى مىكند ! »
وى حديث را با همان طولانيش ذكر كرده « 202 » ، ولى « ذهبى » در « تلخيص مستدرك » دنبالهء آن را نياورده است !
« حاكم » بار ديگر ، آن را در باب ذكر « زيد بن ارقم » در « مستدرك » ذكر نموده و تصريح به « صحّت » آن كرده است . « ذهبى » هم - با آن سرسختيش - در همان كتاب « تلخيص » ، به اين « حقيقت » تصريح نموده است . مراجعه فرماييد « 203 » !
« احمد بن حنبل » از « زيد بن ارقم » آورده كه : با پيامبر ( ص ) در وادى اى فرود آمديم كه به آن « غدير خم » گفته مىشد ، فرمان نماز داد و در آن گرماى سخت ، نماز گزارد . براى پيامبر ( ص ) پارچهاى بر درختى افكندند تا سايه شود ، آن حضرت براى ما خطبه خواند ، فرمود : « آيا نمىدانيد و آيا شهادت نمىدهيد كه من نسبت به هر مؤمنى از خودش « اولى » هستم ؟ »
هامش
( 202 ) رجوع كنيد به المستدرك ( حاكم نيشابورى ) ج 3 ص 109 .
( 203 ) رجوع كنيد به المستدرك ( حاكم ) ج 3 ص 533 ( با سند صحيح ) ، تلخيص المستدرك ( ذهبى ) در ذيل المستدرك ( با سند صحيح ) ، خصائص امير المؤمنين ( نسائى ) ص 93 ط الحيدريه ، المناقب ( خوارزمى حنفى ) ص 93 ط الحيدريه ، ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 32 ط اسلامبول و كنز العمال ( متقى هندى ) ج 15 ص 91 ح 255 ط 2 .