تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
چشمانش ديد و اين گفته را با گوشهايش از او شنيد « 206 » » . اين حديث را « مسلم » در باب « فضائل على ( ع ) » در كتاب صحيح خود از طرق مختلفى از « زيد بن ارقم » نقل نموده ولى آن را مختصر
هامش
- در مورد غدير نقل مىكنند چگونه على ( ع ) را كنار زدند ؟ ! گويا وى در اين روايت ترديد داشته ، لذا وقتى از زيد مىشنود ، مىپرسد كه بداند خودش شنيده است ؟ لذا مىگويد : « خودت از رسول خدا ( ص ) شنيدى ؟ ! » همانند شخصى كه جرياناتى را غريب بداند ، تعجب كند ، شك نمايد ؛ و زيد پاسخ مىدهد كه با آن همه جمعيت حتى يك نفر پيدا نمىشد مگر اينكه با چشمانش او را مىديد و با گوشهايش مىشنيد . اين وقت بود كه ابو طفيل متوجه شد « داستان خلافت » همانگونه است كه « كميت » شاعر گفته است :و يوم الدّوح دوح غدير خمّ * ابان له الخلافة لو اطيعاو لكنّ الرّجال تبايعوها * فلم ار مثلها خطرا مبيعاو لم ار مثل ذاك اليوم يوما * و لم ار مثله حقّا اضيعاو روز درخت ، درختهاى غدير خم ، خلافت را آشكارا بيان كرد اگر اطاعت مىشد ولى افراد ، آن را به معامله گذاردند . من هرگز كالاى معامله‌اى به اين پرارزشى نديده بودم ، و روزى را چون آن روز نديدم ، و نديدم مثل آن حقى كه اين گونه آشكارا ضايع شود ! ( 206 ) رجوع كنيد به خصائص امير المؤمنين ( نسائى شافعى ) ص 21 ط التقدم مصر ، ترجمة الامام على بن ابى طالب از تاريخ دمشق ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 36 ح 534 ، انساب الاشراف ( بلاذرى ) ج 2 ص 315 ، المناقب ( خوارزمى ) ص 93 و كنز العمال ( متقى هندى ) ج 15 ص 91 . -