تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
كرده و دنبالهء آن را بريده است « 207 » ! - آرى ، چنين مىكنند ! ! « احمد بن حنبل » از « براء بن عازب » از دو طريق نقل نموده كه : ما با پيامبر ( ص ) بوديم ، در « غدير خم » فرود آمديم ، ندا داده شد « الصلاة جامعه » ، براى پيامبر ( ص ) جايى زير دو درخت تهيّه شد ، نماز ظهر گزارد و دست « على » را گرفت و گفت : « آيا نمىدانيد كه من به مؤمنان از خودشان « اولى » هستم ؟ » گفتند : « بلى . » آنگاه دست « على » را گرفت و فرمود : « هر كس من مولاى او هستم « على » مولاى او است . بار خدايا ! دوست بدار كسى را كه او را دوست مىدارد و دشمن دار كسى كه او را دشمن مىدارد ! » پس از آن « عمر » « على ( ع ) » را ملاقات كرد به او گفت : « گوارا باد بر تو اى فرزند ابو طالب ! كه مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى « 208 » » . « نسائى » از « عايشه دختر سعد » نقل نموده كه از پدرم شنيدم مىگفت : در « روز جحفه » پيامبر ( ص ) در حالى كه دست « على » را گرفته بود ، خطبه خواند ، حمد خداى گفت و ثنا بر او فرستاده ، سپس فرمود :
هامش
( 207 ) رجوع كنيد به صحيح ( مسلم ) ج 2 ص 362 ط عيسى الحلبى مصر و ج 7 ص 122 ط محمد على صبيح مصر . ( 208 ) رجوع كنيد به مسند ( احمد بن حنبل ) ج 4 ص 281 ، ذخائر العقبى ( طبرى شافعى ) ص 67 ، الرياض النضرهء ( طبرى شافعى ) ج 2 ص 223 ، الفصول المهمهء ( ابن صباغ مالكى ) ص 24 ، الحاوى للفتاوى ( جلال الدين سيوطى شافعى ) ج 1 ص 122 و كنز العمال ( متقى هندى ) ج 15 ص 117 ح 335 ط 2