( در اين هنگام ) پيامبر ( ص ) عرض كرد : « خداوندا گواه باش ! » سپس فرمود : « اى مردم ! خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و من از خودشان نسبت به آنها « اولى » هستم « 200 » » .
« فمن كنت مولاه فهذا مولاه - يعنى عليّا - اللهمّ ! وال من والاه و عاد من عاداه ! » « پس هر كه من مولاى اويم اين ، يعنى « على » مولاى او است ، خداوندا ! دوست بدار كسى كه او را دوست مىدارد و دشمن دار كسى كه با او دشمنى مىكند ! »
آنگاه فرمود : « اى مردم ! من پيش از شما مىروم و شما كنار « حوض كوثر » بر من وارد خواهيد شد ، حوضى كه طول آن بيش از فاصلهء بين « بصرى » ( يكى از شهرهاى شام ) و « صنعاء » است . در كنار اين حوض به تعداد ستارگان ، ظرفهايى از نقره وجود دارد . به هنگامى كه بر من وارد شويد در مورد « ثقلين » از شما پرسش خواهم نمود كه پس از من چگونه با آنها رفتار كردهايد ؟ « ثقل اكبر » كتاب خدا است كه يك طرف آن به دست خدا است و طرف ديگرش در اختيار شما ، به آن متمسّك شويد ! كه نه گمراه مىشويد و نه تغيير و دگرگونى مىپذيريد ، و « عترتم ، اهل بيتم » ؛ خداوند لطيف خبير مرا آگاه ساخته كه اين دو ، از هم جدا نخواهند شد تا كنار
هامش
( 200 ) سخن پيامبر ( ص ) كه « و انا اولى » ( من « اولى » هستم ) قرينهء لفظى است كه منظور از مولى ، « اولى به تصرف » است . بنابراين ، معنى چنين مىشود : خداوند نسبت به من از خودم اولى است و من نسبت به مؤمنان از خودشان اولى هستم ، پس آن كس كه من از خودش به او اولى هستم على نسبت به او اولى است .