و در آن هنگام كه خطاكاران گمراه مى شوند شما اهل دعوت حق هستيد . اگر باز گشت و روى آوردن شما پس از پشت به جنگ كردن و حمله شما پس از آن گريزتان نمى بود همان مجازاتى كه براى آن كس كه روز جنگ مى گريزد و پشت به جنگ مىكند واجب است ، بر شما هم واجب مى شد و به نظر من شما از نابود شدگان بوديد . اما اينكه ديدم سرانجام آنان را همان گونه كه شما را عقب زده و از جايگاه خود بيرون راندند عقب زديد و بيرون رانديد و با شمشيرها چنان بر آنان ضربه زديد كه صفهاى جلو آنان روى صفهاى عقب پا مى نهادند و همچون شتران تشنه در هم مى ريختند ، تا اندازهيى اندوه و خشم درونى من كاسته شد . اينك صبر و پايدارى كنيد كه آرامش يافتهايد و خداوند شما را با يقين استوار فرموده است و بايد كسى كه از جنگ مى - گريزد بداند كه پروردگارش را به خشم مى آورد و خود را به تباهى مى افكند . و در گريز ، خشم خداوند و خوارى پيوسته و ننگ زندگى است . وانگهى فرار كننده بايد بداند كه فرار از جنگ بر عمر او نمى افزايد و خداوندش را خرسند نمى دارد . بنابراين مرگ آدمى پيش از آنكه مرتكب اين اعمال شود براى او بهتر از رضايت به آلودگى و اصرارش بر اين صفات است .
نصر مى گويد : عمرو ، از قول ابو علقمه خثعمى براى ما نقل كرد كه عبد الله بن - حنش خثعمى سالار قبيله خثعم شام به ابو كعب خثعمى سالار قبيله خثعم عراق پيام داد كه اگر بخواهى و موافقت كنى ما با يكديگر جنگ نكنيم . اگر امير شما پيروز شد ما با شما خواهيم بود و اگر امير ما پيروز شد شما با ما خواهيد بود و برخى از ما برخى ديگر را نكشد . ابو كعب اين پيشنهاد را نپذيرفت و چون خثعم عراق و خثعم شام روياروى ايستادند و مردم شروع به حمله بر يكديگر كردند ، عبد الله بن حنش به قوم خود گفت : اى خثعمى ها همانا كه ما بر خثعم عراق كه از قوم مايند به پاس رعايت پيوند خويشاوندى ايشان و حفظ حقوق آنان پيشنهاد صلح و سازش داديم ولى آنان چيزى جز جنگ با ما را نپذيرفتند و در قطع پيوند خويشاوندى پيشگام شدند . شما به پاس حفظ حقوق آنان تا هنگامى كه دست از شما بداشتهاند دست از ايشان بداريد ولى اگر با شما جنگ كردند شما هم جنگ كنيد . مردى از ياران او بيرون آمد و گفت : آنان عقيده و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٠