تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
در هم خواهد شكست همان گونه كه دنباله سيل هم از پى آن روان است . آنان گفتند : ما را به هر جا كه دوست دارى و مى خواهى ببر . اشتر همراه مذحجيان آهنگ بزرگترين بخش سپاه دشمن كرد . گروهى ديگر هم كه در پايدارى نظير ايشان و از قبيله همدان و شمارشان حدود هشتصد تن بود و از كنار او مى گذشتند به او پيوستند . آن گروه در جناح راست سپاه على عليه السلام پايدارى كرده و پس از همه عقب نشسته بودند . آن چنان كه يكصد و هشتاد تن از آنان كشته شده بودند و از جمله يازده تن از سالارهاى قبايل از پاى در آمده بودند . و هر گاه سالارى كشته مى شد سالارى ديگر پرچم را در دست مى گرفت و آنان پسران شريح همدانى و كسان ديگرى از سران عشاير بودند . نخستين كسى كه كشته شد كريب بن شريح بود و پس از او شرحبيل ، مرثد ، هبيرة ، هريم ، شهر و شمر پسران ديگر شريح يكى پس از ديگرى از پاى در آمدند . و اين شش برادر همه در يك زمان كشته شدند . آن گاه پرچم را سفيان بن زيد و پس از او دو برادرش كرب و عبد الله به دست گرفتند و اين سه برادر نيز كشته شدند . سپس به ترتيب عمير بن بشر و برادرش حارث پرچم را به دست گرفتند و آن دو نيز كشته شدند . آن گاه ابو القلوص وهب بن كريب درفش را به دست گرفت ، مردى از قومش به او گفت : خدايت رحمت كناد با اين پرچم كه خداوند آن را مايه اندوه قرار داده و مردم برگرد آن كشته شدند بازگرد و خويشتن و كسانى را كه با تو باقى مانده‌اند به كشتن مده . آنان عقب نشينى كردند و با خود مى گفتند : اى كاش شمارى از اعراب براى ما بودند كه تا پاى جان و مرگ با ما هم پيمان مى شدند و ما و ايشان پيش مى رفتيم و باز نمى گشتيم تا پيروز يا كشته شويم . در همان حال كه اين سخن را مى گفتند از كنار اشتر گذشتند و اشتر به آنان گفت : من با شما همپيمان و هم سوگند مى شوم كه هرگز از جنگ باز نگرديم تا پيروز يا هلاك شويم . و آنان با اين قصد و نيت با وى پايدارى كردند . و اين است معنى شعر كعب بن جعيل كه مى گويد : « همدانيان كبود چشم در جستجوى كسى بودند تا همپيمان شوند » . گويد : اشتر به جانب جناح راست لشكر على ( ع ) آمد و گروهى از مردم پايدار و وفادار و با آزرم كه برگشته بودند به او پيوستند . و اشتر شروع به حمله كرد و