تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
دست بگير . گفت : كس ديگرى غير از من براى شما بهتر است . گفتند كسى جز تو نمى خواهيم . گفت : به خدا سوگند اگر آن را به من بدهيد فقط شما را كنار آن مردى كه داراى سپر زرين است خواهم برد . گفته‌اند مردى كه داراى سپرى زرين بود همراه معاويه بود و با آن سپر او را در آفتاب سايه مى افكند . گفتند : هر چه مى خواهى انجام بده . او پرچم را در دست گرفت و با آن حمله كرد و آنان برگرد او دشمن را مى زدند تا كنار مردى كه سپر زرين داشت رسيد . آن مرد ميان گروه بسيارى از سواران سپاه معاويه قرار داشت و عبد الرحمان بن خالد بن وليد بود . مردم آنجا نبردى سخت كردند و ابو شداد با شمشير خود آهنگ آن مرد كرد مردى رومى از سپاه معاويه راه را بر او بست و شمشيرى بر پاى ابو شداد زد كه آن را قطع كرد . ابو شداد در همان حال بر آن رومى شمشير زد و او را كشت . ولى سر نيزه‌ها ابو شداد را فروگرفت و كشته شد . پس از او عبد الله بن قلع احمسى رايت را در دست گرفت و چنين رجز خواند : خداوند ابا شداد را كه منادى پروردگار را پاسخ داد از رحمت خود دور ندارد با شمشير بر دشمنان حمله كرد و به هنگام نبرد چه نيكو جوانمردى بود . . . » او هم چندان جنگ كرد تا كشته شد و پس از او برادرش عبد الرحمان رايت را در دست گرفت و چندان جنگ كرد تا كشته شد . سپس عفيف بن اياس - احمسى آن را در دست گرفت و تا هنگامى كه مردم از يكديگر جدا شدند همچنان در دست او بود . نصر گويد : عمرو ، از قول عبد السلام براى ما نقل كرد كه مى گفته است در آن روز از خاندان احمس ، حازم بن ابى حازم برادر قيس بن ابى حازم و نعيم بن - شهيد بن تغلبيه كشته شدند . پسر عموى نعيم كه نام او هم نعيم بن حارث بن تغلبيه از
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 92 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى