دور شدند . اشتر گفت : به خدا سوگند آنچه امروز انجام داديد بسيار زشت بود ، شرمگاه پدرتان را گاز گرفتيد اى مردم چشمها را فرو بنديد و دندانها را برهم بفشريد و با كاسه و فرق سر خود از دشمن استقبال كنيد و بر آنان سخت حمله بريد ، همچون حمله كسانى كه به خونخواهى پدران و پسران و برادران خويش حمله مى كنند و بر دشمن خود خشم مى گيرند و براى اينكه كسى در خونخواهى از ايشان پيشى نگيرد دل به مرگ مى سپارند .
و همانا كه اين قوم با شما براى دين شما جنگ مى كنند تا سنت را خاموش و بدعت را زنده كنند و شما را به همان كار و آيين در آورند كه خداوند شما را با بينش پسنديده از آن بيرون كشيده است . بنابراين ، اى بندگان خدا در راه دفاع از دين خود با خوشدلى خون خود را نثار كنيد و همانا گريز از اين ميدان بر باد رفتن عزت شما و چيره شدن آنان بر غنايم و زبونى در مرگ و زندگى ، و ننگ دنيا و آخرت و خشم خداوند و عذاب دردناك است .
سپس گفت : اى مردم فقط مذحجيان را پيش من درآوريد . و چون آنان پيش او جمع شدند گفت : سنگ به دهانتان باد به خدا سوگند شما امروز خداى خود را خشنود نكرديد و در مورد دشمن او چنان كه شايد و بايد انجام وظيفه نكرديد . و چرا بايد چنين باشد و حال آنكه شما فرزندان جنگ و ياران هجومها و جوانمردان حملات صبحگاهى و سواركاران حمله و تعقيب و مرگ هماوردان و مذحجيان - نيزه زن هستيد كه كسى در خونخواهى بر آنان پيشى نگرفته است و خونهاى ايشان هرگز تباه نشده است و در هيچ مورد از جنگها به درماندگى معروف نشدهاند . و شما سروران شهر و ديار خود و نيرومندترين قبيله قوم هستيد و آنچه امروز انجام دهيد فردا درباره آن سخن گفته خواهد شد ، و از آنچه گفته خواهد شد بر حذر باشيد . اينك با دشمن خود دليرانه برخورد كنيد كه خداوند همراه صابران است و سوگند به كسى كه جان مالك در دست اوست در اين قوم - و در همان حال با دست خود به شاميان اشاره مى كرد - به خدا سوگند يك مرد هم وجود ندارد كه به اندازه بال پشهيى پايبند به دين خدا باشد .
به خدا سوگند شما امروز مقابلهء پسنديدهيى نكرديد . اينك سياهرويى مرا نگهداريد تا باز خون در آن بدود . بر شما باد [ حمله به ] اين بخش بزرگ [ از لشكر دشمن ] كه اگر خداوند آن را در هم شكند دو جناح ديگر آن لشكر هم از پى آن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٦