تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
نصر مى گويد : سعد بن طريف از اصبغ بن نباته روايت مىكند كه مى گفته است على عليه السلام در هر جنگى كه بود ندا مى داد : « يا كهيعص » . نصر مى گويد : قيس بن ربيع ، از عبد الواحد بن حسان عجلى از قول كسى كه براى او نقل كرده بوده است مى گويد روز جنگ با شاميان در صفين شنيده است كه على عليه السلام چنين مى گفته است : « بار خدايا چشمها به سوى تو كشيده شده و دستها گشاده گرديده و پاها به حركت در آمده و زبانها ترا فرا مى خواند و دلها تهى شده و با تو راز مى گويد . بار خدايا در مورد كردارها حكومت پيش تو آورده مى - شود . خدايا ميان ما و ايشان به حق حكومت فرماى كه تو بهترين پيروزى دهندگانى . بار خدايا ما نبودن پيامبر خود را و كمى خويش و فزونى شمار دشمن خود و پراكندگى خواسته‌هاى خود و سختى روزگار و ظهور فتنه‌ها را بر تو عرضه مى داريم و شكوه مى كنيم . بار خدايا ما را با گشايشى شتابان از سوى خود يارى فرماى . پروردگارا نصرتى ارزانى كن كه با آن پيروزى و عزت حق را آشكار فرمايى . نصر بن مزاحم مى گويد : عمر بن سعد ، از سلام بن سويد ، از على ( ع ) در مورد تفسير اين آيه كه خداوند مى فرمايد : « و آنان را با كلمه تقوى ملازم كرد » نقل مى كرد كه مى گفته است مقصود از كلمه تقوى « لا إله الا اللّه » است و مى گفته است : « الله اكبر » آيت پيروزى است . سلام بن سويد مى گويد : لا إله الا الله و الله اكبر شعار على عليه السلام در جنگها بود كه آن را بر زبان مى آورد و سپس حمله مى كرد و به خدا سوگند هر كس را كه در برابرش مى ايستاد يا او را تعقيب مى كرد به آبشخور مرگ وارد مى ساخت . نصر مى گويد : عمر بن سعد از عبد الرحمان بن جندب از پدرش نقل مىكند كه مى - گفته است چون سحرگاه پنجشنبه هفتم صفر سال سى و هفت فرا رسيد على ( ع ) نماز صبح گزارد و شتابان در حالى كه هوا تاريك و روشن بود حركت كرد و من هرگز چون آن روز نديده بودم كه على صبح به آن زودى حركت كند او همراه مردم