تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
مقيم شد تا آنكه نامهء مروان بن محمد به او رسيد كه در آن به او فرمان داده بود شتابان به مكه رود و عهده‌دار امارت حج گردد . ابن عطيه شتابان و سبكبار فقط همراه نوزده سوار عازم مكه شد ، مروان از نامه‌يى كه نوشته بود پشيمان شد و گفت : با اين كار ابن عطيه را به كشتن دادم و او به زودى شتابان و سبكبار از يمن بيرون خواهد آمد كه به حج برسد و خوارج او را خواهند كشت . و همانگونه شد كه او گفته بود . ميان راه گروهى انبوه با او برخوردند ، كسانى كه از خوارج بودند گفتند : منتظر چه هستيد هم اكنون بايد انتقام خون برادران خود را بگيريم و كسانى كه از خوارج نبودند پنداشتند كه او از خوارج است و از چنگ ابن عطيه گريخته است ، سعيد و جمانه پسران اخنس كه از قبيله كنده بودند همراه گروهى از قوم خويش كه از خوارج بودند بر او حمله بردند . ابن عطيه آهنگ سعيد كرد و بر او شمشيرى زد در همين حال جمانة بر ابن عطيه نيزه زد و او را از اسب در انداخت ، سعيد از اسب خود پياده شد و بر سينه ابن عطيه نشست . او به سعيد گفت : نمى خواهى گرامى ترين مردم عرب اسير تو باشد سعيد گفت : اى دشمن خدا آيا مى پندارى كه خداوند به تو مهلت مىدهد ، و با آنكه طالب الحق و ابو حمزه و ابرهه و بلج را كشته‌اى هنوز هم به زنده بودن طمع دارى و سرش را بريد و همه يارانش نيز كشته شدند . و اين اندكى از احوال خوارج در سختگيرى آنان در دين و مواظبت آنان از ناموس خود است ، هر چند اصل عقيده ايشان بر گمراهى بوده است . پيامبر ( ص ) هم همين گونه در مورد ايشان خبر داده و فرموده است : « نماز و روزه هر يك از شما در قبال نماز و روزه آنان كوچك و اندك شمرده مىشود » . و معلوم است كه معاويه و حاكمان بنى اميه پس از او اين روش و سنت را نداشته و آنان اهل دنيا دارى و سرگرم لهو و لعب و فرو شده در بهره‌گيرى از لذتها بوده‌اند و نسبت به دين كم توجه و برخى از ايشان نيز به زندقه و الحاد متهم بوده‌اند .