تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
هم به تو پيشنهاد مى كنم كه در مردم مكه تيغ بگذار كه آنان كافران تبهكارند و اگر ابن عطيه بيايد مردم مكه نسبت به تو سخت تر از مردم مدينه خواهند بود . او گفت : من اين رأى را ندارم كه آنان به اطاعت درآمده و اقرار به حكومت ما كرده‌اند و بدينگونه حق ولايت براى آنان واجب شده است . على بن حصين گفت : آنان به زودى غدر و مكر مى ورزند . او اين آيه را تلاوت كرد : « هر كه نقض بيعت كند همانا بر زيان خويش اقدام كرده است » . ابن عطيه به مكه آمد و ياران خود را به دو دسته بخش كرد و با خوارج از دو سو به جنگ پرداخت ، خودش در برابر ابو حمزه و در منطقه پايين مكه و گروه ديگر در منطقه ابطح و برابر ابرهة بن صباح به جنگ پرداختند . ابرهه كشته شد ، ابن هبار كه فرمانده سواران سپاه دمشق بود كمين ساخت و ابرهه را كنار چاه ميمون كشت . ابن عطيه هم با ابو حمزه روياروى شد و مردم مكه نيز همگى با ابن عطيه همراه شدند و با ابو حمزه نبرد كردند و ابو حمزه در دهانه دره كشته شد و زن او هم كشته شد . او چنين رجز مى خواند : « من دلير و سركش و دختر اعلم هستم و هر كس از نام من مى پرسد نامم مريم است ، هر دو دستبند زرين خود را به شمشيرى برنده فروختم » خوارج به سختى كشته و چهار صد تن از ايشان اسير شدند ، ابن عطيه به آنان گفت : واى بر شما چه چيزى شما را وادار به خروج و همراهى با اين مرد كرد گفتند : براى ما كنة ( بهشت ) را ضمانت كرده بود . و منظورشان جنة بود . او همه ايشان را كشت و پيكر ابو حمزه و ابرهه را در درهء « خيف » بر دار كشيد . على بن - حصين عبدى وارد يكى از خانه‌هاى قريش شد شاميان آن خانه را محاصره كردند و آتش زدند ، او خود را بر ايشان انداخت و جنگ كرد اسير و كشته شد و جسدش را همراه ابو حمزه بر دار كشيدند و آنان هم چنان بر دار بودند تا حكومت به بنى هاشم رسيد و در حكومت ابو العباس سفاح جسد آنان از دار پايين آورده شد .