تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
« اشهد ان محمدا رسول الله » . بنابراين اى بى پدر پس از اين ديگر چه كارى باقى و كدام كار نيك جاودانه مى ماند نه به خدا سوگند نيست مگر مدفون شدن . اما كارهاى معاويه كه با عدالت ظاهرى منافات دارد از قبيل جامه ابريشم پوشيدن و در ظروف زرين و سيمين آب خوردن او چنان بود كه ابو الدرداء آن را منكر شمرد و او را از آن كار منع كرد و گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم مى فرمود : « همانا كسى كه در ظرفهاى زرين و سيمين آب بياشامد در درون خود آتش دوزخ فرو - مى ريزد » . معاويه گفت : اما من اشكالى در اين كار نمى بينم . ابو الدرداء گفت : اى واى چه كسى عذر مرا در مورد معاويه نمى پذيرد كه من از قول پيامبر او را خبر مى دهم و او از رأى خود به من خبر مىدهد ديگر هرگز با تو در يك سرزمين زندگى و سكونت نمى كنم . محدثان و فقيهان ، اين خبر را در كتابهاى خود در مورد احتجاج بر اينكه خبر واحد در شرع ، ملاك عمل قرار مى گيرد آورده‌اند . اين خبر نه تنها عدالت معاويه را خدشه‌دار مىكند كه عقيده او را هم مخدوش مى سازد ، زيرا هر كس در مقابل خبرى كه از پيامبر ( ص ) روايت مىشود بگويد : من در آنچه رسول خدا حرام كرده است اشكالى نمى بينم . داراى عقيده صحيح نيست . همچنين از حالات ديگر او هم اين موضوع فهميده مىشود زيرا غنايم و اموال همگانى را براى خود مخصوص گردانيد و كسانى را كه حدى بر ايشان نبود حد زد و از كسانى كه اقامه حد بر آنها واجب بود آن را برداشت و در مورد كارهاى مردم و دين خدا به رأى و عقيده خود حكم كرد ، و زياد را به خود ملحق ساخت و حال آنكه او اين سخن رسول خدا ( ص ) را مى دانست : « كه فرزند از آن بستر است و زناكار را