تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
دشمنان خدا ، شما نسبت به آنچه گفتيد سزاوارتريد . بلج و يارانش بر آنان حمله كردند ، گروهى از شاميان از هم پاشيده شده و گريختند ، ولى ابن عطيه همراه گروهى كه با او صبر كردند پايدارى نمود و او شاميان را ندا داد و گفت : اى مردم شام كه اهل حفاظت هستيد از دين و امير خود پاسدارى كنيد . و آنان پايدارى و جنگى سخت كردند . بلج و بيشتر يارانش كشته شدند و گروهى از ياران او كه حدود صد تن بودند به سوى كوهى عقب نشستند و به آن پناه بردند . ابن عطيه با آنان سه روز جنگ كرد هفتاد تن از ايشان را كشت و سى تن باقى مانده گريختند و جان به در بردند و پيش ابو حمزه كه خود هنوز در مدينه بود رفتند و سخت اندوهگين و بيتاب بودند و گفتند : ما از جنگ گريختيم . ابو حمزه به آنان گفت : بيتابى مكنيد كه ما پشتيبان و ياور شماييم و شما در واقع به من پناه آورده و آهنگ من كرده‌ايد . در اين هنگام ابو حمزه به مكه رفت . عمر بن عبد الرحمان بن زيد بن خطاب مردم مدينه را براى جنگ با مفضل كه جانشين ابو حمزه در مدينه بود فرا خواند ، ولى كسى را براى خود نيافت زيرا كشتار در مردم وحشت ايجاد كرده بود و سران اهل بدعت از مدينه بيرون رفته بودند . در عين حال بربرها و زنگيان و گروهى از بازاريان پيرامون عمر بن عبد الرحمان جمع شدند و او همراه آنان با خوارج جنگ كرد ، مفضل و بيشتر يارانش كشته شدند و كسانى هم كه باقى مانده بودند گريختند و هيچ كس از آنان باقى نماند . سهيل - برده وابسته به زينب دختر حكم بن ابى العاص - در اين باره چنين سروده است : « اى كاش مروان در شامگاه دوشنبه ما را مى ديد كه چگونه ننگ را از خود شستيم و شمشيرهاى مشرفى را بركشيديم » گويد : چون ابن عطيه به مدينه آمد عمر بن عبد الرحمان پيش او رفت و گفت : خداوند كارهايت را اصلاح و رو به راه فرمايد . من « قض و قضيض » [ خرد و كلان ] خود را جمع و با اين خوارج جنگ كردم ، و مردم مدينه به عمر بن عبد الرحمان لقب « قض و قضيضى » دادند . ابو الفرج مى گويد : ابن عطيه يك ماه در مدينه ماند و ابو حمزه مقيم مكه بود ، ابن عطيه پس از آن آهنگ او كرد . على بن حصين عبدى به ابو حمزه گفت : من در جنگ قديد به تو پيشنهاد كردم و پيش از آن هم تذكر دادم كه اسيران را بكش و تو چنان نكردى و سرانجام مفضل و ياران ما را كه با او در مدينه بودند كشتند ، اينك
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 52 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى